جدیدترین ها
پیوندهای مرتبط

«إِلَهِی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ إلاَّ فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ»؛ شرح فرازی از مناجات شعبانیه

شرح فرازی از مناجات شعبانیه
9 اسفند 1403

متن کامل

 

به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی دانشوران، استاد معظّم  شیخ حمید درایتی(زید عزّه) در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳ و در آغاز ماه مبارک رمضان در جمع طلاب مدرسه علمیه آیت الله موسوی‌نژاد، به ایراد سخن با پرداختند که گزارش متنی آن در پی می‌آید:

« اِلهی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ اِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ وَکَما اَرَدْتَ أَنْ أَکُوْنَ کُنْتُ فَشَکَرْتُکَ بِاِدْخَالِی فِی کَرَمِکَ وَلِتَطْهِ یرِ قَلْبَی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَهِ عَنْکَ» (مناجات شعبانیه)؛

خداوندا، من قدرت نداشتم که از معصیت و نافرمانی تو فاصله بگیرم جز در هنگامی که مرا متوجه محبت خود نمودی و بیدار ساختی، و آن گونه شدم که میل تو بود. پس تو را سپاس می‌گویم که مرا در دایره کرمت وارد ساختی و قلبم را از چرکهای غفلت پاک نمودی.

گناه و تأثیر آن بر مسیر تعالی انسانی

گناه از جمله موانع اساسی در مسیر قرب الهی است که روند پیشرفت معنوی فرد را مختل کرده و وی را از مسیر استعلای روحانی بازمی‌دارد. در برهه‌های مختلف زندگی، به‌ویژه زمانی که عوامل انحرافی و سوسه‌های شیطانی فعال‌تر می‌شوند، زمینه ارتکاب معصیت افزایش می‌یابد. معمولاً گناه از موارد بسیار کوچک و نامحسوس آغاز می‌شود و به رفتار مستمر و عادتی مبدل می‌شود. خطر اصلی گناه در این است که انسان را از حقیقت دور ساخته و در مسیری قرار می دهد که همه باورها و علایق پیشین را تحت تأثیر قرار می دهد. این روند طولانی، فرد را به مرحله‌ای می‌رساند که حتی به آنچه پیش از این بدان ایمان و عشق می‌ورزید، بی‌اعتنا می‌شود.

ضرورت پرهیز از گناه به حدی است که صرف انجام اعمال مستحبی و نیک، بدون حذف مسیرهای انحرافی، کافی نیست. تداوم گناه مانع از پیشرفت و دستیابی به کمال می شود. حتی اگر فرد به انجام عبادات مستحبی مبادرت ورزد، اما همچنان در گناه استمرار داشته باشد، عملاً از سیر تعالی بازمی‌ماند. نکته محوری در این میان، تلاش مستمر برای شناسایی و حذف معاصی از زندگی شخصی است. انجام اعمال نیک فی‌نفسه ارزش است، اما اولویت اصلی، مبارزه با ریشه‌سازی گناه و پاک کردن مسیر روحانی است. دستیابی به قرب الهی مستلزم مجاهدت مداوم با نفس و پرهیز از لغزشهای اخلاقی است. هر اندازه انسان از رشد گناه جلوگیری کند، به همان میزان به مراتب عالی معنوی نزدیک‌تر خواهد شد.

غفلت عامل اصلی معصیت

انگیزه‌های معصیت در انسان متنوع است. برخی به دلیل عدم اعتقاد به خدا یا قیامت مرتکب گناه می‌شوند و عده‌ای در دشمنی با خدا هستند. اما علت اصلی گناه در ما، غفلت از خداوند است. در دعای ابوحمزه می‌خوانیم: إِلهِى لَمْ أَعْصِکَ حِینَ عَصَیْتُکَ وَأَنَا بِرُبُوبِیَّتِکَ جاحِدٌ ، وَلَا بِأَمْرِکَ مُسْتَخِفٌّ ، وَلَا لِعُقُوبَتِکَ مُتَعَرِّضٌ ، وَلَا لِوَعِیدِکَ مُتَهاوِنٌ ، لَکِنْ خَطِیئَهٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِى نَفْسِى ، وَغَلَبَنِى هَواىَ ، وَأَعانَنِى عَلَیْها شِقْوَتِى وَ غَرَّنِى سِتْرُکَ الْمُرْخى عَلَىَّ… ؛ خدایا نشد که من لحظه‌ای معصیت تو را انجام دهم و منکر ربوبیت تو باشم؛ بلکه یک لحظه اسیر نفس شدم. یک لحظه چشمم ندید. یک لحظه عقلم کار نکرد. هوای نفس بر من غلبه کرد. هر وقت گناه گردم، گفتم خدا ستار و بخشنده است.

یقظه و بیداری مقابل غفلت

غفلت، منشأ اصلی انحراف و گناه ماست. در مقابل غفلت، مفهومی به نام «یقظه» قرار دارد که معادل هوشیاری، بیداری و حواس جمعی است. حالت و وضعیتی است که در آن انسان مدام مراقب مسیر زندگی خویش است. ما زمانی گناه نمی‌کنیم که حواسمان به خدا باشد. «الم یعلم بان الله یری» ؛ حواسمان باشد که خدا دارد می‌بیند. غافل شدن از این قضیه، عامل گناه می‌شود.

خداوند برای هر دستور شرعی، یک حدی را قرار داده است. مثلاً تعداد رکعات نماز در شبانه‌روز مشخص است، حج در تمام عمر، در فرض استطاعت یک بار واجب می‌شود. زکات هم نصاب خود را دارد؛ اما خدا یک دستور داده که برای آن حدی قرار نداده است: فرموده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللّهَ ذِکْراً کَثِیراً». تا می‌توانید خدا را یاد کنید. چرا باید خدا را زیاد یاد کرد؟ چون یاد خداوند، غفت‌زا است.

محبت خداوند، عامل حالت یقظه و بیداری

اما سوال این است که چطور یقظه داشته باشیم و از غفلت دوری کنیم؟ این یقظه چگونه به انسان دست می‌دهد؟ برگردیم به مناجات شعبانی: «اِلهی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ اِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ»

یکی از راه‌ها، عشق و محبت به خداوند است. کسی که دوستش دارد، همیشه در ذهن و قلب ما حاضر است. میزان یادآوری ما از افراد، با میزان محبت ما به آن‌ها رابطه مستقیم دارد. هرچه بیشتر دوستشان داشتیم، بیشتر به یادشان هستیم و بالعکس؛ بنابراین، هرچه عشق ما به خدا بیشتر شود، بیشتر به یاد او خواهیم بود و بیشتر با خدا مانوس می‌شویم. این محبت باید در اعماق وجود ما ریشه دوانده باشد. اگر کسی از ما بپرسد که چرا گناه نمی‌کنیم، پاسخ‌های متفاوتی می‌توان داد. ترس از عذاب جهنم، پاسخ مناسبی است؛ اما بالاتر از آن، محبت به خداوند است. هرچه عشق ما به خدا بیشتر باشد، کمتر مرتکب گناه و نافرمانی می‌شویم. وقتی پدر خود را دوست داریم، تلاش می‌کنیم خواسته‌های او را انجام دهیم و از ناراحت کردن او بپرهیزیم.

در مناجات خمس عشر می‌خوانیم «وَأَنْ تَجْعَلَ حُبِّى إِیَّاکَ قائِداً إِلَى رِضْوَانِکَ، وَشَوْقِى إِلَیْکَ ذَائِداً عَنْ عِصْیانِکَ»؛ خدایا، کاری کن که من با محبت و عشقی که به تو دارم، به طرف اطاعتت حرکت کنم. کسی که خدا را دوست دارد، برای نماز خواندن حال و هوای خاصی دارد. شما شنیده‌اید که پیامبر قبل از نماز آماده نماز می‌شدند و به بلال می‌فرمودند «بلال، ما را راحت کن». یعنی من دارم بال بال می‌زنم تا با خدای خودم صحبت کنم. این انتظار و عشق و شوق سخن گفتن با خدا و نماز خواندن، من را اذیت می‌کند. راحتم کن بلال، اذان بگو، من می‌خواهم با خدا صحبت کنم و نماز بخوانم.

« اِلهی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ اِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ»؛  خدایا، نمی‌توانم دست از گناه بردارم. انرژی دینی و ایمانی من به قدری ضعیف شده که خواسته و ناخواسته گناه می‌کنم. فقط یک راه وجود دارد و آن راه این است که تو با محبت خودت من را بیدار کنی: « اِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ» این محبتت را به من بچشان، تا من هم مانند اولیای تو، دیگر معصیت نکنم و به آسانی و راحتی اطاعت و بندگی تو را انجام دهم.

یادآوری نعمت‌ها، راه غفلت‌زدایی

یادآوری نعمت‌های خداوند عامل دیگری برای غفلت‌زدایی و ایجاد حالت یقظه و بیداری است. خدا فرموده است اگر می‌خواهید به یاد من باشید، نعمت‌های مرا به یاد آورید. نشود بنده مومن سر سفره بنشیند، بلند شود و حواسش به خداوند و نعمت‌های خداوند نباشد. جاهایی، خدا از بنده‌اش گلایه می‌کند. من مثال می‌زنم: شما به منزل یک آقایی مهمانی دعوت شده‌اید و بدون اینکه تشکر کنید، بلند می‌شوید و از سر سفره‌ بیرون بروید. جا ندارد بگویند خیلی آدم بی‌معرفتی بود؟ ما حواسمان باشد که منعم ما کیست؟ این نعمت‌ها یک دو تا و در یک جا نیست، در همه جا هست. همین فکر، همین زبان، همین دیدن، هر کدام از این نعمت‌ها را اگر خداوند متعال بگیرد، همه چیز تمام می‌شود. آن‌هایی که سال‌ها تلاش کرده و کار کرده‌اند و ثروت‌های بسیاری را جمع کرده‌اند، حاضرند برای یکی از این نعمت‌هایی که ما داریم و از آن محروم هستند، تمام دارایی و ثروت خود را بدهند. حالا خداوندی را که این نعمت‌ها را رایگان در اختیار ما گذاشته، نباید دوستش داشته باشیم؟ اگر من توجه کنم که چقدر نعمت خداوند متعال در اختیار من گذاشته، بعد می‌توانم خدا را دوست نداشته باشم؟ اگر این خدا را دوست داشته باشم، دیگر نمی‌توانم معصیتش کنم. دیگر نمی‌توانم از او دور شوم. دیگر نمی‌توانم نماز را با کسالت بخوانم. دیگر نمی‌توانم با این خدا به سختی ارتباط برقرار کنم.

فرازی از مناجات خمسه عشره این است: «کَیْفَ أَنْساکَ وَ لَمْ تَزَلْ ذَاکِرِی»؛ خدایا چطور تو را فراموش کنم در حالی که تو لحظه‌ای من را فراموش نکردی؟ در حال اطاعت، در حال بندگی، در حال معصیت، در حال بلا، خدا ما را فراموش نمی‌کند. فراز زیبایی از امیر مؤمنان در نهج البلاغه است حضرت می‌فرمایند: «لَم تَخلُ مِن لُطفِهِ مَطْرَفَ عَینٍ فی نِعمَهٍ یُحدِثُها لکَ، أو سَیِّئَهٍ یَستُرُها علَیکَ، أو بَلِیَّهٍ یَصرِفُها عنکَ، فما ظَنُّکَ بهِ لَو أطَعتَهُ»؟ (نهج البلاغه : الخطبه ۲۲۳)؛ در نعمتى که براى تو پیش مى آورَد، یا گناهى که از تو مى پوشانَد ، یا بلایى که از تو برمى گرداند ، لحظه اى از لطف او دور نبوده اى ؛ پس اگر فرمانش را برى چه خواهد کرد؟! این‌ها را باید با هم یادآوری کنیم و با هم صحبت کنیم.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

keyboard_arrow_up