جدیدترین ها
پیوندهای مرتبط

حقیقت حکم و اراده  از منظر آیت الله العظمی میلانی(ره)؛ ارائه استاد حمید درایتی زید عزه در نشست تخصصی کنگره آیت الله میلانی

متن کامل

به گزارش موسسه پژوهشی دانشوران، نشست تخصصی فقهی اصولی کنگره بزرگداشت آیت الله میلانی با عنوان «دیدگاه های فقهی، اصولی و رجالی آیت الله الظعمی میلانی (قدس سره)» در تاریخ ۴ دی ۱۴۰۴ با مدیریت و ارائه علمی استاد حمید درایتی زیده عزه و دیگر سخنرانان این نشست در بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی برگزارشد. در ادامه گزارش ارائه استاد درایتی زید عزه با عنوان «حقیقت حکم از منظر آیت الله میلانی (ره) » از نظر خوانندگان می‌گذرد:

۱. چالش حقیقت حکم و اراده در دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی

مرحوم آخوند خراسانی در کتاب «کفایه»، حقیقتِ حکم را همان «اراده و کراهت» مولا می‌داند. اما این دیدگاه در بحث «واجب معلق» با چالشی جدی روبرو می‌شود. در واجب معلق، وجوبِ عمل از همین حالا فعلی است، اما زمان انجام آن در آینده است (مانند حج که پس از استطاعت، وجوبش فعلی است اما زمان انجامش ماه‌های حج است).

اگر حقیقت حکم را «اراده» بدانیم و معتقد باشیم که اراده هرگز از مراد جدا نمی‌شود، پس نباید چیزی به نام واجب معلق داشته باشیم؛ چرا که به محض اراده، فعل باید انجام شود. این نخستین بن‌بستی است که این نظریه با آن مواجه می‌گردد.

۲. تعریف اراده و مسئله جدایی آن از مراد

مرحوم آخوند در پاسخ به این چالش، تعریف رایج اراده (شوقِ شدیدی که منجر به حرکت عضلات می‌شود) را بازنگری می‌کند. ایشان معتقد است که «تحققِ حتمیِ فعل» جزء ذاتی و همیشگیِ اراده نیست، بلکه تنها نشانه‌ای برای شناخت اراده‌ی قوی است.

به عبارت دیگر، ممکن است شوق شدیدی در کسی وجود داشته باشد (اراده شکل گرفته باشد)، اما به دلیل موانعی، آن فعل در همان لحظه انجام نشود. آخوند حتی در اراده‌های معمولی و غیرشرعی نیز معتقد است که فاصله زمانی (هرچند کوتاه) میان اراده و انجام کار وجود دارد، پس این فاصله در واجب معلق نیز پذیرفتنی است.

۳. اراده در ساحت الهی و نسبت آن با تشریع احکام

چالش بعدی زمانی رخ می‌دهد که بخواهیم اراده را در مورد خداوند معنا کنیم. در انسان، اراده با حرکت عضلات همراه است، اما خداوند که جسم ندارد. مرحوم آخوند برای حل این مسئله، قائل به «اشتراک لفظی» شده و می‌گوید اراده در خداوند به معنای «علم به نظام اصلح» است، اما در انسان به معنای همان «شوق شدید» است.

سپس ایشان در پاسخ به این پرسش که «حقیقت حکم الهی کدام‌یک از این دو معناست؟»، می‌فرمایند: حقیقت حکم، همان شوق شدید است. اما چون این شوق در ذات خدا راه ندارد، آخوند نتیجه می‌گیرد که نقطه مرکزی و محل شکل‌گیری احکام، در واقع «نفسِ پیامبر و امام» است. یعنی خداوند علم به نظام بهتر را به پیامبر وحی می‌کند و در نتیجه‌ی این وحی، شوقی در دل پیامبر ایجاد می‌شود که همان «تشریع و قانون‌گذاری» است. بنابراین، طبق این مبنا، تشریع مستقیماً کار پیامبر و امام است.

۴. نقد مرحوم اصفهانی بر دیدگاه آخوند خراسانی

مرحوم اصفهانی به این دیدگاه اشکال کرده و می‌گوید: اگر اراده خدا را همان «علم به نظام اصلح» بدانیم، یعنی دو مفهوم «علم» و «اراده» با هم مترادف و هم‌معنی هستند، در حالی که همه می‌دانیم این دو با هم متفاوت‌اند.

ایشان معتقد است اراده در ذات الهی به معنای «ابتهاج و رضایت» است. همچنین برای حل تعارض با روایاتی که اراده را حادث (نه قدیم) می‌دانند، میان «اراده ذاتی» (که قدیم و عین ذات است) و «اراده فعلی» (که در مقام عمل و حادث است) تفکیک قائل می‌شود.

 ۵. نظریه آیت‌الله میلانی در نفی تعدد اراده

برخلاف مشهور اصولیون که اراده را به دو نوع «تکوینی» و «تشریعی» تقسیم می‌کنند، آیت‌الله میلانی معتقدند که ما اصلاً چیزی به نام «اراده تشریعی» نداریم. ایشان (مانند آیت‌الله خوئی و با الهام از استادشان مرحوم اصفهانی) بر این باورند که اراده فقط یک نوع است و آن هم «اراده تکوینی» است. تنها معنای معقول که برای اراده تشریعی وجود دارد این است که بگوییم آن اراده تکوینی که مولا به بعث و زجر دارد را آقایان از آن تعبیر می‌کنند به اراده تشریعیه، و الا اراده دو قسم ندارد که بگوییم یک قسمش اراده تکوینی است و دیگری اراده تشریعی است.

 ۶. تحلیل مبنای آیت‌الله میلانی و نتایج آن

به نظر می‌رسد مبنای آیت‌الله میلانی در نفی اراده تشریعی، به تعریف ایشان از حقیقت اراده بازمی‌گردد. احتمالاً ایشان مانند مکتب مرحوم نائینی اراده را به معنای «اعمال قدرت و سلطنت» می‌دانند.

در این دیدگاه، هیچ‌کس نمی‌تواند فعلِ شخص دیگری را اراده کند؛ چون فعلِ دیگری تحت قدرت او نیست. خداوند نیز نماز خواندنِ ما را اراده نمی‌کند (چون در آن صورت ما مجبور می‌شدیم)، بلکه خدا «حکم کردن به نماز» را که فعل خودش است، اراده می‌کند.

با این تعریف  مشکل واجب معلق حل می‌شود. مشکل احکام استحبابی (که اراده حتمی در آن‌ها نیست) برطرف می‌گردد. اراده از حالت صفتِ ذاتی خارج شده و به یک صفتِ فعلی (اعمال قدرت) تبدیل می‌شود که با روایات نیز سازگارتر است؛ چون بعضی‌ روایات صراحت دارند که اراده صفتِ فعل است نه صفتِ ذات.

این بحث نشان می‌دهد که تغییر در تعریفِ ساده‌ای از «اراده»، چگونه می‌تواند تمام ساختار فقهی و اصولی مربوط به حقیقتِ حکم را دگرگون کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

keyboard_arrow_up