جدیدترین ها
پیوندهای مرتبط

جلسه ۷ – خارج فقه حقوق بشر، سال ۴۰۳-۴۰۴

فقه حقوق بشر
استاد : استاد شیخ حمید درایتی زیدعزه
مقرر : حجت الاسلام دلدار
1 آذر 1403
پنج‌شنبه

متن کامل

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هفتم پنجشنبه  ۱۴۰۳/۰۹/۰۱

گفتیم که در مورد این که آیا در دیدگاه اسلام اصل با مشروعیت جنگ است یا اصل با صلح است، دو نظریه وجود دارد و برای هر یک از دو نظریه آیاتی از قرآن را که به آن ها استدلال شده بود مطرح کردیم، در تکمیل آن بحث کلام مرحوم علامه مصباح یزدی را مطرح می کنیم:

نظریه علامه مصباح یزدی (اصل مشروعیت جنگ)

کتابی از ایشان به چاپ رسیده است تحت عنوان «جهاد در قرآن» که این کتاب مجموعه درس های ایشان است که به صورت کتاب در آمده است ایشان در این کتاب بحث را در دو بخش مطرح می کند:

بخش اول:

ایشان در بخش اول این بحث را مطرح می کنند که آیا خداوند انسان را به گونه ای آفرید که اهل جنگ و قتال است یا این که این گونه نیافریده است؟ بعد به آیه ای در تورات اشاره می کنند که می گوید «بعد از این که خداوند انسان را خلق کرد و رفتار او را دید گفت هدف و غرض من این نبود و نمی دانستیم این گونه می شود» اما ما از دیدگاه اسلام می گوییم علاوه بر خداوند ملائکه هم علم به خلقت انسان و این که چه رفتاری خواهد داشت، داشته اند «اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک» ، پس انسان موجود است که اهل جنگ و خونریزی و طغیان است.

حال این گونه نیست که مطلقا جنگ کردن منفی باشد بلکه برای دفاع از ارزش ها لازم و پسندیده است، همان گونه که اصل غضب و خشم بد نیست بلکه در مواردی نیاز به آن وجود دارد .

بخش دوم:

ایشان در بخش دوم متعرض این جهت بحث می شود که آیا به لحاظ تشریع، جنگ حسن است یا خیر؟

در جواب این سوال می فرماید: ما دو دسته جنگ داریم، ۱- جنگ مشروع و مقدس داریم. ۲- در مقابل جنگ نامشروع

جنگ مشروع و مقدس مثل: جهاد قصاصی که مقابله به مثل است «فان اعتدی علیکم …» و جهاد ابتدائی

آیا جان انسان حرمت مطلق دارد یا خیر؟

مدعا: حرمت مطلق ندارد.

دلیل: همان خدایی که جان را به انسان ارزانی داشته است از باب مجازات می تواند آن را بگیرد.

شاهد: عذاب استیصال «لاتذر علی الارض منهم دیاراً…» جریان نوح، عاد و ثمود یعنی جریان پیامبران الهی وقتی که نسبت به یک قوم تمام تلاش شان را برای هدایت آن ها انجام می دادند اما ثمری نداشت از خداوند می خواستند که تما آن ها را عذاب کند و خداوند هم آن ها را عذاب می کند.

پس جانِ انسان، حرمت ذاتی ندارد و سنت الهی هم بر این بود که وقتی از هدایت ناامید می شد و ظلم آن ها زیاد می شد حیات را از آن ها سلب می کرد.

حتی به گونه ای است که پیامبر الهی از خداوند درخواست عذاب استیصال می کند.

مدعای مرحوم مصباح این است که از آیات استفاده می شود که سلب حیات از انسان های ظالم سنت الهی است نه این که آیات دلالت بر صرف جواز جنگ و سلب حیات به عنوان یک حکم شرعی داشته باشد.

نمونه های تاریخی از جهاد ابتدائی در قرآن

نمونه اول (جریان حضرت موسی):

داستان حضرت موسی «یا قوم ادخلوا الارض..» از سرزمین خودشان که مصر بود وارد فلسطین شدند. یعنی می خواهد وارد سرزمینی شودند که مال آن ها نیست و این جهاد ابتدائی است حتی جهاد دعوت هم نیست. مشروعیت این فرمان جنگ حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام ثابت می کند که جنگ ابتدائی مشروعیت دارد.

نمونه دوم (جریان حضرت سلیمان با ملکه سبا):

داستان حضرت سلیمان و هدهد در این داستان اصلا مردم سبا کاری به حضرت سلیمان نداشتند و حتی حسب آیات قرآن (من سبأ بنبا…) حضرت سلیمان از وجود آن ها خبر هم نداشتند که هدهد خبر آورد اما حضرت سلیمان نامه نوشت و خواست که تسلیم شوند (واتونی مسلمین…) ، بالفرض که در جهاد ابتدائی بودن اشکال شود، نهایتا به خاطر این که خورشید پرست بودند جنگ دعوت می شود.

نمونه سوم (جنگ طالوت و جالوت):

مرحوم مصباح ادعا می کند این جنگ بدون زمینه قبلی بوده است اما این روشن نیست چون حسب آیات پیش زمینه این جنگ، اخراج از دیار بوده است.

طبق آموزه های دین هشت جنگ مشروع است:

  • جنگ با مشرکین: در جایی که مسلمین قدرت جنگ داشته باشند «وقاتلوا المشرکین کافه کما یقاتلونکم کافه». نکته: تقریبا صلح در تمام ادیان و حتی همین حقوق بشر از روی ناچاری است و الا اگر قدرت باشد جنگ می کنند. جنگ ابتدائی در این جا مشروع است اما این که با حضور امام یا در غیر حضور امام هم جایز است بحث دیگری است اما نگاه دین این است که جنگ ابتدائی «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله» وضمیمه استاد: اصلا نظریه مهدویت، جهان شمولی است و این که الان نمی جنگیم چون قدرتش را نداریم.
  • جنگ با کفار: قاتلوا الذین یلونکم من الکفار فلاتطع الکافرین فجاهدهم جهاداً کبیراً    فاذا لقیتم الذین کفروا ….فضرب الرقاب.
  • جنگ با غیر اهل حق: قاتلوا اللذین لایومنون بالله و الیوم الآخر … حتی یوتوا الجزیه من یدهم و هم صاغرون». نکته: آیا «مِن» در این آیه یا بیانیه است یعنی تمام اهل کتاب و اگر تبعیض باشد مراد آن دسته از اهل کتاب . ایشان تقویت می کند احتمال بیانیه بودن را. این آیه هیچ شاهدی بر جنگ قصاصی یا جنگ دفاعی ندارد. این آیه با هر غیر اهل حق.
  • جنگ با منافقین: «جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم.   و مالکم فی المنافقین فئتین

در این آیه شریفه خداوند می فرماید: چرا در ارتباط با مبارزه با منافقین دو گروه شده اید و بعضی از شما مخالف جنگ با آن ها هستید، همه باید موافق جنگ با آن ها باشید. ادامه آیه «اتریدون

قبلا گفتیم که بعضی از اهل تسنن برای اثبات عدم نفاق ابوبکر و عمر به این آیه استدلال می کنند و می گویند اگر این ها منافق بوده اند چرا پیامبر و حضرت علی با آن ها نجنگیدند؟! نهایت می گویید پیامبر فرصت نکرد که با منافقین جنگ کند، اما امیر المومنین علیه السلام با منفاقین در نهروان و جمل صفین جنگید. «ودوا لو تکفرون… فخذوا و اقتلوهم حیث ثقفتموهم» افرادی که در مکه بودند و مهاجرت نکرده اند و با مشرکین کنار آمده بوند.

  • جنگ با اهل بغی: «و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا …» اهل بغی دو مصداق دارد، یک: این که گروهی بر حاکم اسلامی شورش کنند هرجند مسلمان باشند. دوم: دولت اسلامی که به دولت اسلامی دیگر حمله کرده است نه شورش داخلی، مثل صدام که به ایران حمله کرد این جهاد ابتدائی نیست. چون اول بغی صورت گرفته است بعد ما در پاسخ بغی آن ها، با آن ها می جنگیم.
  • جهاد رهایی بخش: برای این که اقلیت مسلمانی که در دار الکفر، و مورد اذیت و آزار هستند و از طرفی هم امکان مهاجرت را ندارد، در این جا ما بقیه مسلمانان می توانیم برای نجات آن ها جنگ کنیم. «و مالکم لاتقاتلون فی سبیل الله … واجعل لنا من لدنک نصیرا»
  • جهاد دفاعی: «اذن للذین یقاتلون بانهم ظلمو….»
  • مقابله به مثل: «فان اعتدی علیکم فاعتدو علیه بمثل ما اعتدی علیکم» مثلا زد و رفت یعنی بحث دفاع نیست مثلا موشک زد و رفت شما هم برو و موشک بزن. در دفاع این گونه است که هنوز با شما در جنگ است اما مقابله به مثل دیگر جنگ نیست تا دفاع باشد بلکه زده و رفته و تمام شده است.

اسلام هشت جنگ مشروع را شناسایی کرده است که بعضی از این ها دفاعی نیست بلکه ابتدائی هستند.

سوال: بعضی از آیات قرآن مثل کما یقاتلونکم یا فمن اعتدی » مقابله به مثل را می گویند و بعضی جهاد ابتدائی را می گویند، برای فهم صحیح باید قرآن را به لحاظ تاریخی برسی کنیم که هر یک از این آیات در چه برهه ای از زمان و در چه موقعیتی (موقعیت اسلام به لحاظ قدرت چگونه بوده است) نازل شده؟! مرحوم مصباح می فرماید: بر اساس ترتیب زمانی نزول قرآن، اول قرآن جنگ دفاعی را تجویز بعد جنگ قصاصی و در آخر جنگ ابتدائی یعنی جنگ دفاعی مربوط به زمانی بوده است که اسلام قدرتی نداشته است و بعد که مقداری قدرت پیدا کرده، جنگ قصاصی و در آخر که اسلام قدرت کافی را به دست آورده است آیات جنگ ابتدائی هم نازل می شود.

اگر تاریخی برسی شود در بعضی موارد نیاز به تخصیص و جمع کردن ندارد. یک بحث در مورد احادیث مطرح است که ایا تاریخ حدیث اهمیت دارد یا خیر عموما گفته اند اهمیت ندارد الا این که بعضی مثل مرحوم آخوند در بحث دوران بین نسخ و تخصیص می فرماید اهمیت دارد. اما ادعای مرحوم مصباح این است که قرآن چون در ۲۳ سال نازل شده است این تاریخ نزول خیلی مهم است لذا ابتدا که قدرتی نداشته اند می فرماید «کفوا ایدیکم …» وارد جنگ نشوید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

keyboard_arrow_up