به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی دانشوران، مراسم آغاز سال تحصیلی جدید ۱۴۰۴-۱۴۰۵در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ در مرکز تخصص دارالفقه برگزار شد. در ابتدای مراسم حجت الاسلام و المسلمین راجی، معاون آموزش مرکز تخصصی دارالعلم گزارشی از فعالیتهای این مرکز ارائه کردند. سخنران ویژه آیین افتتاحیه سال تحصیلی جدید این مرکز، استاد حمید درایتی زید عزه بود. در ادامه محتوای این سخنرانی گزارش میشود:
این خطابه، که به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید ارائه شده، بر اهمیت علم و معنویت توأمان در مسیر طلبگی تأکید دارد. سخنران ضمن تبریک میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) و ابراز دلتنگی برای طلاب در طول تابستان، به نقش محوری نهجالبلاغه در تربیت و خودسازی اشاره میکند و حکمت ۱۴۷ آن را مورد بحث قرار میدهد. او با انتقاد از عالمانی که علمشان به عمل نمیانجامد و تنها بر زبانشان جاری است، اهمیت عمل و اخلاق دینی را در زندگی طلاب برجسته میسازد. سخنران همچنین نظم، اهتمام به تحصیل و معنویت در کنار علم را از ویژگیهای اساتید موفق و طلاب کوشا میداند و با تکیه بر فرمایش امام علی (ع) درباره برتری علم بر ثروت، بر اعتماد به خداوند و خدمت به دین و مردم به عنوان انگیزههای اصلی ورود به حوزه علمیه تأکید میکند.
تحصیل علوم دینی و برکت انس بیواسطه با متون دینی
استاد درایتی یکی از برکات مهم تحصیل علوم دینی را توانایی ارتباط بیواسطه با متنون دین دانستند و این ارتباط و فهم مستقیم متونی مثل دعاها، زیارتنامهها، قرآن و نهجالبلاغه را لذتی بینظیر توصیف کردند که بسیاری از مردم عادی از آن محرومند. استاد درایتی تاکید کردند فهم معنای کلمات با نشستن آن کلام به جان انسان تفاوت دارد. ایشان از تجربه شخصی خود گفتند و گفتند که ۳۵ سال پیش در سال ۱۳۶۹حفظ نهجالبلاغه را به اتمام رساندهاند و در طول این سالها، برخی جملات آن در شرایط خاصی به جانشان نشسته و عمق و پرمضمون بودن آن را درک کردهاند. ایشان انس با نهجالبلاغه را با وجود برتری قرآن کلام خالق تا جایی ارزشمند میدانند که شخصا برخی از قسمتهای آن را مانند ذکر برای خود تکرار میکنند، به خصوص نامه امیرالمؤمنین به امام مجتبی (ع).
درسهای حکمت ۱۴۷ نهجالبلاغه
سخنرانی بر محور حکمت ۱۴۷ نهجالبلاغه که فرمایش امیرالمؤمنین (ع) به کمیل بن زیاد است متمرکز بود. کمیل از اصحاب خاص، عابد، زاهد، فرهیخته و مورد عنایت حضرت علی (ع) بود. حضرت علی (ع) در این حکمت میفرماید:«إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَهٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا»یا کمیل، این دلها به مانند ظرفند و بهترین ظرف، ظرفی است که توانایی نگهداری محتوای خود را داشته باشد. ایشان روح انسان را ظرفی تشبیه کردند که باید بتواند حرفهای مفید و تجربههای سودمند زندگی را حفظ کند و بر اساس آنها راه را یاد بگیرد تا روحی سالم داشته باشد.
خطر علم بدون عمل
استاد درایتی با اشاره به حکمت ۱۰۷ نهجالبلاغه، هشدار دادند که چه بسیار عالمی که جهلش او را میکشد؛ در حالی که علمش همراه اوست؛ «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لَا یَنْفَعُهُ». این حکمت درباره عالمی است که در عمل مانند جاهلان رفتار میکند و از علم خود بهرهای نمیبرد. «أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَی اللِّسانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِی الْجَوَارِحِ وَالْأَرْکَانِ» (حکمت ۹۲)؛ پایینترین مرتبه علم، علمی است که فقط بر زبان باشد، اما رفیعترین علم آن است که در جوارح و ارکان انسان ظاهر شود. یک طلبه باید اخلاق، رفتار، معنویت و عبادتش با دیگران متفاوت باشد. ایشان از اینکه علم دینی بدون تربیت دینی، در ردیف سایر علوم قرار گیرد اظهار نگرانی کردند و با اشاره به کلام مرحوم امام خمینی(ره)، بیان کردند گاهی علم فقه، اخلاق یا فلسفه میتواند انسان را به جهنم ببرد اگر برای کسب دنیا، بازیچه یا فریب دادن خود باشد. ایشان یادآور شدند که عالمان دین نیز مورد سؤال و حسابرسی الهی قرار خواهند گرفت و خدا به اندازه دانستههایشان از آنها توقع عمل دارد.
شاخص تقوا و طلبگی؛ نماز اول وقت، نظم و معنویت
استاد درایتی با اشاره به اهمیت شاخص تقوا گفتند: من برای علمم شاخصهای سنجش دارم، اما برای تقوا و تربیتم چه شاخصی دارم؟ همین که «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا ». عکسالعمل ما چیست؟ اول وقت نماز، همه چیز باید تعطیل شود.
ایشان از استاد خود، مرحوم آیت الله موسوینژاد رحمه الله یاد کردند که همواره بر چند چیز بسیار اصرار و تاکید داشتند. در توضیح تصریح کردند، ایشان در تربیت طلاب، بر چند چیز بسیار اصرار داشتند. اولاً، به شدت بر نظم تأکید داشتند و هرچه از سن طلبگیام گذشت، بر این اصرار مرحوم استاد بیشتر معتقد شدم. واقعاً یک روحانی باید منظمترین افراد باشد. نظم مسئلهای بسیار اساسی و رمز و راز موفقیت است که امروزه ما در حوزه کمتر آن را میبینیم.
استاد در ادامه گفتند: اهتمام ایشان در ارتباط با تحصیل بود. واقعاً آدم مهتمی بودند. میدانید ایشان در زمانهایی که سرحال بودند، نظارت بسیاری در مدرسه داشتند. کافی بود حاج آقا ببینند ما طلاب بیکار در مدرسه هستیم؛ تذکر میدادند. یعنی از اینکه طلبهشان بیکار باشد، نهی میکردند؛ اما با این وجود، حاج آقا همیشه میگفتند: این شیطان است که میگوید تو از نافله بزن که درس بخوانی، تو از نماز شب بزن که به درست برسی، تو از عبادتت بزن که به درست برسی؛ یعنی آنچه ما میخواهیم به آن برسیم، نشاط در عبادت است.
اگر من و شما از معنویت رشته خودمان لذت نبریم، همسرمان لذت نمیبرد، فرزندمان لذت نمیبرد. طلبهای که فکر و ذکرش در زندگی دنیاست، همسرش فکر میکند اصلاً با یک آخوند زندگی نمیکند، بلکه با یک کاسب زندگی میکند. نمیگویم فکر دنیا نکنیم و تدبیر نداشته باشیم، اما غالب بر زندگی ما چیست؟ غالب بر فکر و ذکر و حرف و زندگی ما باید خدا باشد، نماز شب، نافله، ذکر، تقوا و رعایت حدود الهی باشد. ما در حال و هوای دیگری هستیم. آن حال و هوای دیگر، بروندادش هم چیز دیگری است. فرض کنید شما به همان آمار و ارقامی که در مسائل علمی دارید رسیدهاید، اما معنویت ندارید. به چه دردتان میخورد؟ هرچه یاد گرفته باشم، هرچه بلد باشم، اگر معنویت نباشد، هیچ به دردم نمیخورد. مردم به زبان ما، به حرف ما، به بهشت میروند، اما خود ما بیبهرهایم. سختیها را تحمل کردهایم، مشکلات را تحمل کردهایم، اما از آثار و برکات آن بیبهرهایم؛ اما اگر کار برای خدا باشد، این راه آنقدر اثر دارد که جز خدا نمیتواند این اثر را حساب کند. الان در زندگی شخصی خودم، گاهی اوقات حرفهایی که از اساتیدم یاد گرفتهام را میبینم؛ این استاد بیست سال است که فوت کرده، اما همینطور دارد در زندگی من اثر میگذارد. به حج مشرف شده بودم. آنجا کنار بیتالله، خیلی دعا میخواندم و منقلب بودم. از صمیم قلب گفتم: خدایا! این استادم، مرحوم آقای فلسفی را در بهترین نعمتهای خودت مستغرق کن که من از او در ارتباط با تو خیلی یاد گرفتم. این اثری است که یک عالم دارد. من یک طلبهام، یک شاگردم، با استاد مأنوس بودم و به هر حال ارتباط داشتم. گاهی اوقات جلساتی داشتیم، از جمله با برخی از اساتید دانشگاه فردوسی. یکی از آنها میگفت: من هر وقت حال روحیام نامساعد میشد، میآمدم نماز مرحوم آقای فلسفی. از دور نگاه میکردم. میگفت: باور کنید یک هفته من به لحاظ روحی شارژ بودم؛ اصلاً جلو هم نمیرفتم، فقط آقا را نگاه میکردم. خب، این فایده و برکت را چه کسی جز خدا میتواند حساب کند؟
آغاز سال تحصیلی و لزوم مرور اهداف طلبگی
استاد درایتی در ادامه بر اساس حکمت ۱۴۷ مردم را به سه دسته عالم ربانی، متعلم بر سبیل نجات، و همج رعاع تقسیم کردند و بر لزوم تلاش برای عالم ربانی شدن تاکید کردند و گفتند:« النَّاسُ ثَلَاثَهٌ: فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاهٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ»؛ عالم ربانی با علم و دین خود بازی نمیکند. او برای خدا کار میکند، به خدا توکل دارد و به خدا اعتماد دارد. در آغاز سال تحصیلی، بیایید انگیزههایمان را مرور کنیم. بیایید دوباره با خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تجدید عهد و پیمان کنیم. برای چه به این راه آمدهایم؟ چرا وارد این مسیر شدهایم؟. میتوانستیم به جاهای بسیار دیگری برویم و شرایط بهتری برای کسب دنیا داشته باشیم. اما ما برای کسب دنیا نیامدهایم. ما آمدهایم تا از عمرمان استفاده کنیم. ما آمدهایم برای دینمان خدمت کنیم. ما آمدهایم دست مردم را بگیریم. ما آمدهایم واسطه بین مردم و خدا شویم. مردم را به سوی خدا دعوت کنیم. اینها را باید با خود مرور کنیم. گاهی اوقات فراموش میکنیم و از اصل خودمان یادمان میرود. خب، شما اول که وارد حوزه شدید، برای چه آمدید؟ به چه انگیزهای آمدید؟. الان کجا هستیم؟ در چه حال و هوایی هستیم؟ در عین اصرار بر علمآموزی و تلاش برای عالم موفق و ممتاز شدن، مباحث معنوی و تربیتی اصل کار است».
استاد ادامه این حکمت را اینگونه توضیح دادندکه حضرت میفرمایند: «یَا کُمَیْلُ، الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ، الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ»؛ کمیل، علم بهتر از ثروت است؛ زیرا ثروت را تو باید نگه داری، ولی علم تو را نگه میدارد. العلم یحرسک و انت تحرس المال. علم است که تو را نگه میدارد. تو میخواهی گناه کنی، به یاد خدا میافتی، دهها حدیث و آیه به ذهنت میآید. علمی که ما را از معصیت، انحراف و غفلت نگه میدارد. اما ثروت چیست؟ ثروت را تو باید دنبالش باشی. ثروت که تو را نگه نمیدارد. خب، آن علمی که میخواهد من را نگه دارد، آن علمی است که من برای عمل خواندهام، وگرنه علم همینطوری من را نگه نمیدارد. مرحوم استاد حاج آقا فلسفی بر این حدیث عنوان بصری بسیار تأکید میکردند و سفارش میفرمودند و هی میگفتند: این را طلاب زیاد بخوانید؛ اول آن حقیقت بندگی را در خودمان ایجاد کنیم، حالت تسلیم، حالت عبودیت. این حالت در ما ایجاد شود، علم میتواند گشایش ایجاد کند و ما را به درجات خیلی بالا برساند. غیر از این باشد، نه، این علم در حقیقت آثار چندانی در ما ندارد.






