به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی دانشوران، همزمان با روز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، مرکز تخصصی دارالفقه میزبان سخنرانی استاد درایتی، استاد دروس خارج فقه، اصول و تفسیر حوزه علمیه خراسان بود. وی در این نشست، به تبیین ابعاد شخصیتی صدیقه طاهره (س) با محوریت آیات قرآن کریم پرداخت و تأکید کرد که کاملترین و صادقترین توصیف از اولیای الهی، تعریفی است که خداوند متعال از آنان ارائه داده است. این استاد حوزه علمیه خراسان سخنان خود را با استناد به آیاتی از سوره انسان «وَ یُطعمون الطعام عَلی حُبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً» آغاز کرد و بحث را بر سه نکته اساسی بنا نهاد.
ضرورت معرفی الهی برای شناخت اولیاء
استاد درایتی در بخش اول سخنان خود، شناخت شخصیتهای والایی چون پیامبر اکرم (ص) و سایر اولیای الهی، بدون معرفی مستقیم از جانب خداوند، برای انسانها، بهویژه آنهایی که قرنها با ایشان فاصله دارند، غیرممکن دانست و گفت: اگر نبود که خداوند متعال اولیای خودش را به ما معرفی کرده است، ما راهی برای شناخت نمییافتیم. ما با فاصله ۱۴۰۰ سال، چگونه میتوانستیم بفهمیم که شخص شخیص رسول، بهترین و برترین خلق خداست؟
محدودیت شناخت بشری: وی افزود: حتی آنهایی که با این اولیا معاصر بودند، از عمق این شخصیت، به اندازهای که خداوند متعال خبر داد، باخبر نبودند.
تأکید قرآن بر معرفی: خداوند در قرآن مکرراً به پیامبر (ص) دستور میدهد که از انبیای پیشین یاد کند «واذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِبْرَاهِیم»؛(مریم/۴۱). پس از ذکر نام انبیا در سوره انعام، خداوند میفرماید: أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ (انعام/۹۰)؛ اینان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن.
هدف از این یادآوری، شناساندن این الگوها به جامعه بشری است. این معرفی الهی، مقدمهای برای الگوبرداری و اقتدا به آنان است، چنانکه قرآن، پیامبر (ص) را «أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ» معرفی میکند.
توصیف پروردگار، کاملترین توصیف
علم مطلق خداوند و عاری بودن کلام خدا از خطا: این استاد تفسیر حوزه علمیه خراسان، نکته دوم بحث خود را به اعتبار و اتقان توصیفات الهی اختصاص داد و تصریح کرد: «در توصیف و مدح و ثنای اولیای الهی، زیباترین، کاملترین و صادقترین توصیف، آن توصیفی است که خود خداوند کرده است. خدا علیم به ذات الصدور است. خدا علام الغیوب است. خدا مبالغه نمیکند. خدا در تعریف خود اشتباه نمیکند.»
وی برای تبیین این موضوع به آیه «اِنَّکَ لَعَلی خُلقٍ عَظِیمٍ» اشاره کرد و گفت: اگر خدا به پیغمبرش میفرماید «اِنَّکَ لَعَلی خُلقٍ عَظِیمٍ»، او موسی را دیده، او عیسی را دیده، او نوح را دیده. در دید علمی او هیچ چیز پنهان و مخفی نیست.
استاد درایتی در ادامه به محدودیت شناخت بشری حتی در قبال خود اشاره کرد و افزود: «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ»؛ اما با وجود این گاهی خودمان نسبت به شناسایی خودمان میمانیم. واقعاً این فعلی که انجام دادیم با اخلاص بود یا خیر؟ اگر ما انسانها در شناسایی شخصیت خودمان و ارزیابی عمل صالح خودمان، درماندهایم، چگونه میتوانیم دیگران را قضاوت کنیم؟ من ظاهری از عملها را میبینم. ظاهری از حوادث و رخدادها را میبینم. پشت صحنه و عمق مسئله را که نمیبینم. تنها خبری که از جانب خدا یا معصوم، به علم الهی صادر شود، قابل تصدیق کامل است.
اوصاف اولیاء، تبیین انسان تراز الهی است
استاد درایتی نکته سوم را اینگونه بیان کرد که اوصاف مذکور در قرآن برای اولیاء، در حقیقت «ایدهآلهای یک انسان تراز» و «مخلوق برتر» از دیدگاه پروردگار است. وی با ذکر آیه «إِنَّهُمْ کَانُوا یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَیَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَکَانُوا لَنَا خَاشِعِینَ» (انبیاء، ۹۰) به عنوان توصیفی کلی از انبیاء، سه ویژگی بارز آنان را برشمرد:
۱. «یُسارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ»: اولیای الهی نه فقط کار خیر انجام میدادند، بلکه در آن «مسارعه» و سرعت داشتند و از یکدیگر سبقت میگرفتند.
۲. «وَیَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا»: دعا، تضرع و مناجات عادت همیشگی آنان بود. این دعا ترکیبی از «رغبت» (شوق به رحمت خدا) و «رهبت» (ترس و هیبت از عظمت او) بود.
۳. «وَکَانُوا لَنَا خَاشِعِینَ»: خشوع جسم و جان در برابر پروردگار از صفات بارز انبیا بود. این خشوع ناشی از درک عمیق عظمت خداوند است.
حضرت زهرا (س) تجلی کامل اوصاف اولیاء؛تحلیل مقام حضرت زهرا (س) در پرتو سوره دهر
بخش اصلی سخنرانی استاد درایتی به تطبیق این صفات عالیه بر شخصیت حضرت زهرا (س) با محوریت آیات سوره دهر (انسان) اختصاص یافت.
۱. گزارش انفاق جاودانه حضرت زهرا (س) در سوره دهر
استاد درایتی در تبیین عظمت انفاق حضرت زهرا (س) فرمود: خیلیها احسان کردند، انفاق کردند، صدقه دادند، کار خیر کردند. اما انفاقی که در سوره دهر مطرح شده است، یک خصوصیاتی داشته که خداوند متعال باید آن را در متن کتاب جاویدش ماندگار کند. قرآن کتاب جاوید است. قرار است تا ابد برای همه انسانها بماند؛ به عنوان یک تابلو، به عنوان یک نقشه راه، به عنوان یک درس. خداوند متعال میفرماید: «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ». اینها وفاء به نذر کردند. «وَیَخافُونَ یَوْماً». اینها از روزی میترسیدند که «کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً» (انسان/۷). امیر مؤمنان، فاطمه زهرا سلام الله علیها، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام)، علاوه بر اینکه وفاء به نذر کردند، «وَیَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً». از یک روزی میترسیدند که شر او فراگیر است.
تحلیل «خوف از قیامت» در مقام و مرتبه معصوم
وی با اشاره به آیه « یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً» (انسان/۷) (و از روزی میترسند که شر آن فراگیر است)، این پرسش علمی را مطرح کرد که ترس از قیامت برای معصوم چه معنایی دارد؟
ایشان در پاسخ تبیین کردند: ترس معصوم از قیامت، با ترس گناهکاران متفاوت است. این ترس ناشی از گناه نیست، بلکه از درک عظمت مقام پروردگار و سنگینی مسئولیت پاسخگویی در برابر اوست. ما از معصیت میترسیم. از عذاب الهی میترسیم. اما ترس معصوم یک مقامی دارد که شاید به درک ما هم نرسد. وی این ترس را برخاسته از درک عظمت روز قیامت و عظمت ایستادن در برابر پروردگار دانست که در سیره اهلبیت (ع) نیز دیده میشود؛ مثل لرزیدن بدن و پریدن رنگ حضرت زینالعابدین (ع) هنگام آمادگی برای نماز، چرا که میفرمود: «من میخواهم بروم در برابر پروردگار متعال بایستم.
توجه به قیامت و مرور احوال قیامت و احزان قیامت و شرایطی که در آن روز پیش میآید و اینکه انسانها قرار است در برابر پروردگار متعال بایستند و خداوند متعال از تک تک انسانها سؤال کند. «فَوَ رَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ»؛ برای انسان وحشت ایجاد میکند. مرحوم استاد آقای فلسفی به استناد آیات پایانی سوره مبارکه مائده میفرمودند: روز قیامت وقتی که خداوند متعال حضرت عیسی را نگه میدارد و سؤال میکند. ایشان تعبیرشان این بود که حضرت عیسی در برابر سؤال خداوند متعال دستپاچه میشود از شدت ترس این مسئله. خدا به حضرت عیسی میگوید: «قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ». عیسی! تو به مردم گفتی که مردم تو و مادرت را به عنوان خدا انتخاب کنند؟ تو گفتی؟ و او میگوید: «سُبْحَانَکَ مَا یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مَا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ». من اصلاً اینچنین حقی ندارم بگویم. «إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ». من اگر گفته بودم تو میدانستی.
اینکه پیغمبر خدا در برابر سؤال و پرسش خداوند متعال قرار بگیرد که شاید از این آیات اینچنین بر میآید که یک مقدار توبیخ آمیز است. خب جا دارد که پیغمبر بترسد از این حالت. در حالات زینالعابدین علیه السلام نوشتند که حضرت وقتی که برای نماز آماده میشد، بدن حضرت میلرزید. رنگ حضرت میپرید. میفرمودند: من میخواهم بروم در برابر پروردگار متعال بایستم و با خدا سخن بگویم. یک مناجات عادی وقتی که به امام این حالت دست میدهد، امامی که عظمت خدا را با تمام وجود درک کرده است. حالا خداوند متعال روز قیامت میخواهد پیغمبر را نگه دارد و به پیغمبر بگوید: پیغمبر! هرچی که من به عنوان وظیفه بر تو محول کردم، آیا تو به مردم رساندی یا نرساندی؟ در حالی که خداوند متعال به پیغمبر میفرمود: «یَا رَسُولَ اللَّهِ لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ». آنقدر پیغمبر حرص به هدایت مردم داشت که گاه خدای رب العالمین، ارحم الراحمین، میفرماید: «فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ». پیغمبر ولشان کن دیگر. آنقدر پیغمبر دوست داشت مردم هدایت بشوند که خداوند متعال فرمود: »حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ». اما با این وجود روز قیامت خدا برای اتمام حجّت پیغمبر را که صدا میزند، امام میفهمد ایستادن در برابر خدا و پاسخگویی در برابر او چه شرایطی را دارد.
۲. اخلاص بیمثال در انفاق: «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ»
این استاد حوزه، آیه «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلا شُکُوراً» را تأیید و امضای الهی بر «اخلاص» اهل بیت (ع) دانست که «جز رضایت پروردگار متعال، دلیل دیگری بر این انفاق وجود نداشت.». خداوند متعال وقتی که توصیف میکند این انفاق را، میفرماید: «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ». اینها خالصانه انفاق کردند. اخلاص و خلوص مراتبی دارد. اما خداوند متعال تأیید میکند این اخلاص را که جز رضایت پروردگار متعال برای حضرت زهرا سلام الله علیها و فرزندانش و همسرش دلیل دیگری بر این انفاق وجود نداشت. «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ».
۳. اوج عبادت و مباهات خداوند بر فرشتگان
استاد درایتی، اوج عظمت حضرت زهرا (س) را «معرفت، تواضع، تذلل، توجه و اخلاص به خداوند متعال» معرفی کرد و به حدیثی مفصل از پیامبر اکرم (ص) استناد نمود:
وَ أَمَّا اِبْنَتِی فَاطِمَهُ فَإِنَّهَا سَیِّدَهُ نِسَاءِ اَلْعَالَمِینَ مِنَ اَلْأَوَّلِینَ وَ اَلْآخِرِینَ وَ هِیَ بَضْعَهٌ مِنِّی وَ هِیَ نُورُ عَیْنِی وَ هِیَ ثَمَرَهُ فُؤَادِی وَ هِیَ رُوحِی اَلَّتِی بَیْنَ جَنْبِی وَ هِیَ اَلْحَوْرَاءُ اَلْإِنْسِیَّهُ مَتَى قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا بَیْنَ یَدَیْ رَبِّهَا جَلَّ جَلاَلُهُ زَهَرَ نُورُهَا لِمَلاَئِکَهِ اَلسَّمَاءِ کَمَا یَزْهَرُ نُورُ اَلْکَوَاکِبِ لِأَهْلِ اَلْأَرْضِ وَ یَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلاَئِکَتِهِ یَا مَلاَئِکَتِی اُنْظُرُوا إِلَى أَمَتِی فَاطِمَهَ سَیِّدَهِ اَلنِّسَاءِ قَائِمَهً بَیْنَ یَدَیَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِیفَتِی وَ قَدْ أَقْبَلَتْ عَلَى عِبَادَتِی (بشاره المصطفی (ص) ج۱ ص۱۹۷)
هرگاه در محرابش میایستد، نورش برای ملائکه آسمان میدرخشد… و خداوند به ملائکهاش میفرماید: نگاه کنید به کنیزم فاطمه… بندهای بدنش از خوف من میلرزد و با تمام قلبش به عبادت من رو آورده است. چه اقبالی است از فاطمه. فاطمهای که در زندگی خودش سختی داشت. دشواری داشت. گرفتاری داشت. فاطمه زهرایی که بعد از پدر آنچنان شده بود که به زحمت گاهی وقتی کار خانه را انجام میداد. اما در عبادت اینگونه بود. این اوج عظمت زهرای مرضیه سلام الله علیها است که خدا را طوری عبادت کند که خدا به عبادت او افتخار کند.
وی در تحلیل این حدیث افزود: خداوند متعال به عبادت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر ملائکه فخر میکند. او این مباهات را در برابر ملائکهای دانست که خود «یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ لَا یَفْتُرُونَ» (شب و روز بی آنکه سست شوند تسبیح میگویند) و همانهایی بودند که در آغاز خلقت گفتند: «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ» (ما تو را تسبیح و تقدیس میکنیم).
استاد درایتی در ادامه گفت: خدا هم اینجا دارد نشان میدهد من برای چی این موجود را خلق کردم. وی به داستان سه روز گرسنگی اهل بیت و همچنین درخواست خدمتکار از سوی حضرت زهرا (س) به دلیل حجم زیاد کار خانه اشاره کرد و گفت: با این حال حضرت زهرا (س) وقتی که نماز میخواند به هیچی جز خدا فکر نمیکند. این پاسخ «إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» است».
این استاد حوزه علمیه با اشاره به حدیث «لِأَنَّ النَّاسَ قَدْ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا» (مردم از شناخت کُنه فاطمه بازداشته شدهاند)، مقام حضرت زهرا (س) را کُفو و همتای امیرالمؤمنین (ع) دانست، به ویژه در «بحث عبادت و طاعت و بندگی».
استاد درایتی در بخش پایانی سخنرانی به مصائب سنگین امیرالمؤمنین (ع) پس از رحلت پیامبر (ص) اختصاص دارد که بیماری و شهادت حضرت زهرا (س) سنگینترین آنها بود.
سه مصیبت بزرگ:
فراق پیامبر (ص): برای امیرالمؤمنین (ع) که عاشق و همراه همیشگی پیامبر (ص) بود، این فقدان بسیار سنگین بود.
غصب خلافت: این مسئله برای امام (ع) نه از جنبه دنیوی، بلکه به دلیل عهد و پیمان الهی برای هدایت امت و احساس مسئولیت آخرتی، سخت و گران بود.
شهادت حضرت زهرا (س): مشاهده رنج و بیماری پاره تن پیامبر (ص) و دیدن اینکه «شمع وجود» ایشان هر روز کمفروغتر میشود، سختترین غصه بر دل امیرالمؤمنین (ع) بود.
نقش اجتماعی حضرت زهرا (س): با استناد به روایتی (که به نظر استاد تحریف شده اما بخشی از آن واقعیت دارد)، تا زمانی که فاطمه (س) زنده بود، مردم به علی (ع) توجه داشتند، اما پس از شهادت ایشان، همان توجه اندک نیز از ایشان سلب شد. این امر، غصه مضاعفی برای حضرت زهرا (س) بود.
لحظات پایانی: سخنرانی با توصیف صحنه ورود امیرالمؤمنین (ع) به خانه در لحظات پایانی عمر حضرت زهرا (س) و وداع ایشان به پایان میرسد.






