به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی دانشوران، استاد حمید درایتی زید عزه، در کنگره بینالمللی میرزای نائینی که روز شنبه سوم آبانماه ۱۴۰۴ در مشهد مقدس برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت و ضمن تجلیل از شخصیت علمی میرزای نائینی، سه ویژگی محوری و برجسته مدرسه این فقیه بزرگ را تشریح کرد.
سه خصوصیت محوری مدرسه میرزای نائینی
استاد درایتی در ابتدای سخنان خود، مرحوم نائینی را یکی از برجستهترین فقها و اصولیینی خواند که تاریخ تشیع به خود دیده است . وی سپس به تبیین سه خصوصیت محوری در اندیشه میرزای نائینی پرداخت:
۱. شخصیت نظریهپرداز و جهشدهنده علم اصول
استاد درایتی با اشاره به تاریخ علم فقه و اصول، بیان داشت که بزرگان زیادی بودهاند که با تقریر خوب از آرای پیشینیان، یا ترجیح رأی از آراء موجود، یا ارائه تفسیر جدید، و یا مهندسی و معماری مناسب برای اطلاعات تولیدشده، به رشد علمی کمک کردهاند. با این حال، برخی از بزرگان در تاریخ حوزههای علمیه نه تنها به رشد علم کمک کردند، بلکه موجب جهش علم شدند. استاد درایتی تأکید کرد که محقق نائینی از جمله همین شخصیتهای برجسته است. دلیل این جهش آن است که ایشان آراء و انظار بدیع و مهمی در علم اصول ابداع کرده که توانسته است بسیاری از مشکلات و ابهامهای این دانش را به خوبی حل کند. این خصوصیتی است که در فکر و آرای مرحوم نائینی دیده میشود .
۲. مؤسس یک مدرسه فکری منسجم
استاد درایتی دومین خصوصیت مرحوم نائینی را متخصص بودن در تأسیس یک مدرسه فکری دانست. وی مدرسه فکری را مکتبی تعریف کرد که دارای سه ویژگی عمده باشد:
الف) پرداختن به مبانی نظری و شالوده فکری
تأسیس یک مدرسه فکری مستلزم آن است که حتماً بر شالوده و مبانی فکری یک دانش، هم آراء داشته باشد و هم اظهارنظر قاطع کند. استاد درایتی تصریح کرد که بدون پرداختن درست به مبانی فکری و ساختارهای نظری دانش اصول و ارائه رأی متقن، نمیتوان یک مدرسه فکری را تأسیس کرد .
استاد درایتی با ذکر مثالهایی تأکید کرد که مرحوم نائینی در این زمینه به خوبی عمل کرده است؛ از مباحث «حسن و قبح» و آرای ایشان در این حوزه، تا مباحث «طلب و اراده» و تعریفی که از اراده ارائه میکند، و همچنین بحث «حقیقت حکم» و «واقعیت اعتباریات» و رابطه بین حکم، اعتبار و عالم واقع .
نکته مهم در مبانی فکری نائینی: یکی از اموری که مرحوم نائینی بر آن اصرار دارد، این است که هرچند حقیقت حکم، اعتبار است، اما این اعتبار به هیچ وجه منقطع از واقعیت نیست. این ارتباط در دو ساحت وجود دارد:
۱. مقام جعل: ایشان رابطه تبعیت احکام را شناسایی کرده است. مرحوم نائینی حتی بحث اجتماع ضدین را در این عالم، به لحاظ مبدأ ، معنادار میداند.
۲. عالم فعلیت: ایشان فعلیت را به تحقق موضوعات خارجی تعریف میکند و از این جهت رابطه بین اعتبار و واقعیت را در ابعاد مختلف علم اصول خود به خوبی شناسایی و از آن دفاع میکند.
استاد درایتی افزودند که اگرچه آرای مرحوم نائینی قابل نقد است، اما ایشان افقها و ساحتهای زیبایی را در علم اصول باز کرده که نقدهای بعدی و تکمیلها، بر اساس همین مباحث مطرح شده توسط ایشان صورت گرفته است.
ب) انسجام، انتظام و ترابط درونی
نکته دوم در یک مدرسه فکری، نقش بسیار اساسی انسجام و انتظام است. استاد درایتی اشاره کرد که گاه عالمی در مسئلهای رأیی اتخاذ میکند اما توجه ندارد که این رأی ممکن است در مسائل دیگر غیرقابل التزام باشد، و چه بسا در اصول چیزی را انتخاب میکند اما در فقه ملتزم به آن نیست.
از خصوصیات مدرسه اصولی مرحوم نائینی، انسجام بین انظار و آراء و مسائلی است که ایشان مطرح میکند. نائینی دقیقاً به نقش رابطه درونی دانش اصول توجه دارد. به نظر میرسد مرحوم نائینی به زیبایی پایهها و سازههای دانش اصول را شناسایی کرده و میداند که این دانش بر چه شالوده و پیریزی مبتنی است و چگونه باید بین مسائل تا انتهای دانش ترابط برقرار کند. این انسجام درونی مسائل، ایشان را در ردیف مؤسسین یک مدرسه یا مکتب اصولی قرار داده است
ج) روشمندی
نکته سوم در تأسیس مدرسه فکری، روشمندی است. استاد درایتی اظهار داشت که با بررسی میدانی آراء مرحوم نائینی در ابواب مختلف، در پی شناسایی و فهم روش حل مسئله ایشان بودهاند. نائینی یکی از روشمندترین اصولیینی بود که ملتزم به روش بود و با یک روش مشخص مسائل را حل میکرد. از این جهت، ایشان در حقیقت مؤسس یک مدرسه فکری اصولی بوده است .
۳. کاربردیسازی قواعد اصولی (معیارسازی)
سومین ویژگی مهم مرحوم نائینی، تلاشهای ایشان در کاربردیسازی قواعد اصولی است. استاد درایتی بیان کرد که نقصی که احساس میشد و مرحوم نائینی برای رفع آن اقدام کرد، این بود که گاه نتایج مسائل اصولی، نقطه آغاز عملیات فقهی نبود .
دلایل این نقیصه:
۱. کلی بودن نتایج برخی قواعد اصولی: در برخی از قواعد اصول، نتایج به دست آمده خیلی کلی هستند. منظور از کلی، شمولیت نتیجه نیست، بلکه این نتیجه فروضی دارد که ممکن است بعد از تأمل، نتایج مختلفی داشته باشد و به این کلیت نمیتوان در استنباط فقهی از قاعده اصولی بهره برد.
۲. ابهام قواعد: گاهی بعضی از قواعد اصولی ابهام دارند و نیاز به یک بحث علمی و معیارسازی دارند تا پس از آن بتوان در استنباط فقهی از آنها بهره برد.
مرحوم نائینی از شخصیتهایی است که در این کاربردیسازی مباحث و قواعد اصولی و بهره بردن آنها در مباحث فقهی، سعی زیبایی کرده است، اگرچه این تلاش در تمام موارد اصول ایشان قابل مشاهده نیست.
مثال: استصحاب عدم ازلی
استاد درایتی برای نمونه به بحث استصحاب عدم ازلی اشاره کرد:
نتیجه کلی اصولیون: اگر «عدم» مأخوذ، عدم محمولی باشد، استصحاب جایز است؛ اما اگر عدم نعتی باشد، استصحاب عدم ازلی جایز نیست .
نقطه ابهام: اصولیون پس از آن، به این مسئله نپرداختهاند که معیار تمایز عدم محمولی از عدم نعتی چیست؛ یعنی مسئله به همین کلیت خاتمه یافته است.
تلاش نائینی برای معیارسازی: مرحوم نائینی به دنبال ارائه معیار برای تعیین این است که عدم در کجا محمولی و در کجا نعتی است تا مسئله به کلیت واگذار نشود.
معیار نائینی: ایشان میفرمایند هرگاه عرضی و محلش باشد، آن عرض، وجود نعتی دارد و عدم آن عرض نیز عدم نعتی است. اما هرگاه دو عرض برای دو محل باشند، حتماً این عدم، محمولی است؛ کما اینکه اگر دو جوهر باشند، عدمشان عدم محمولی میشود.
استاد درایتی افزود که صرفنظر از تمام یا دقیق بودن این معیار (که حتی مرحوم آقای خویی در آن تردید دارند)، این معیارسازی تلاشی است که مرحوم نائینی در زمینههای مختلف قواعد اصولی انجام داده است تا قاعده را از آن ابهام یا کلیت، به سمت عملیاتی شدن سوق دهد.
تأثیر معیارسازی: باز شدن این ساحت و میدان توسط مرحوم نائینی، برای شفافسازی قاعده و خارج کردن آن از کلیت و ابهام، سبب شده است که بزرگان دیگر نیز به تبع ایشان وارد این عرصه شوند. برای مثال، مرحوم آقای خویی بعد از ایشان وارد بحث شده و معیار دیگری را پیشنهاد میکند (مانند اینکه اگر قضیه معدوله باشد، عدم نعتی و اگر محصله باشد، میتواند محمولی باشد) استاد درایتی در پایان سخنان خود تأکید کرد که در مباحث اصولی مرحوم نائینی، به دنبال ارائه معیارهای کمی است تا بتوان قواعد را در استنباط فقهی به درستی استفاده کرد






