نگاهی به ویژگیهای کتاب شریف نهج البلاغه
به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی دانشوران، نهج البلاغه به عنوان یک متن مهم اسلامی، به بررسی و تحلیل مسائل مختلف پرداخته و در این راستا، ویژگیهای خاصی را به نمایش میگذارد. حجت الاسلام والمسلمین استاد شیخ حمید درایتی، استاد خارج فقه، اصول و تفسیر حوزه علمیه خراسان، در مراسم افتتاحیه همایش «پژوهش های نوین پیرامون سخنان امیرالمومنین علیه السلام»️ در تاریخ ۲۶ دی ۱۴۰۳، درباره ویژگیهای نهجالبلاغه به ایراد سخن پرداختند که گزارش آن در ادامه از نظر خوانندگان میگذرد.
سید رضی و نگارش نهج البلاغه
حجت الاسلام و المسلمین درایتی در مقدمه بحث، با اشاره به تاریخ تالیف نهجالبلاغه گفتند: طبق آنچه مرحوم سیدرضی در مقدمه نهجالبلاغه آورده است، ایشان مشغول نوشتن مجموعه دیگری بودند و وقتی کلمات امیرالمونین (ع) را برای آن مجموعه، جمعآوری میکنند، با ارشاد بعضی از دوستانشان، تصمیم میگیرند مجموعه مستقلی را برای کلمات امیرالمونین (ع) بنویسند که میشود کتاب گرانسنگ نهجالبلاغه؛ البته این کتاب همه کلمات امیرمومنان (ع) نیست؛ بلکه گزینشی از احادیث مولاست؛ از اینرو افرادی بعد سید رضی به فکر تکمیل نهجالبلاغه افتادند و مصادر و مستدرک نهجالبلاغه نوشتند.
دو ویژگی بارز نهجالبلاغه
۱. زیبایی و گیرایی نهجالبلاغه
استاد درایتی در مقام بیان ویژگیهای کتاب نهجالبلاغه اظهار کرد: این کتاب به دو جهت با سایر کلمات ائمه متفاوت است. اول زیبایی، گیرایی و فصاحت و بلاغت نهجالبلاغه است. این فصاحت و بلاغتی که در کلام امیر مومنان علی (ع) میبینیم، در سایر احادیث معصومین (ع) به این شکل نمییابیم. من مدتها این سوال در ذهنم بود که چرا به اندازهای که نهج البلاغه گیرایی و زیبایی دارد، سایر کلمات و روایات ائمه (ع) به این اندازه نیست؛ با اینکه میدانیم ائمه (ع) نور واحد هستند. من به این نتیجه رسیدم که این برمیگردد به فرصتی که برای حضرت امیر (ع) فراهم شد که خطبه میخواندند و در یک مجلس عمومی سخنرانی میکردند. خب اقتضای سخنرانی در مجلس عمومی مردم همین بلاغت و تأثیرگذاری و شیوایی است. این فرصت که خضرت ابتدائا، در یک مجلس عمومی، کلام را از یک جایی شروع کنند و به جایی ختم کنند، برای سایر ائمه (ع) فراهم نبود. روایات دیگر عموما پرسش و پاسخ بین مردم و امام است. فرصت سخنرانی به آن شکل نداشتند.
شباهت خطبههای توحیدی امیرمومنان (ع) و امام رضا (ع)
وی در ادامه به خطبههای امام رضا (ع) اشاره کرده و گفت: در حوزه خطبههای توحیدی، کلمات امیرمومنان علی (ع) با خطبههای حضرت رضا (ع) خیلی نزدیک است و میدانیم که حضرت رضا (ع) هم یک شرایط خاص پیدا کردند که این نشان میدهد عرض بنده صحیح است.
زیبایی و گیرایی نهجالبلاغه عامل نشر و گسترش، در جهان اسلام
این استاد سطوح خارج فقه و اصول حوزه علمیه مشهد با اشاره به گیرایی و جذابیت نهجالبلاغه، این عامل را موثر در تجربه حفظ نهجالبلاغه خود دانسته و گفتند: من آن نهجالبلاغهای که با آن حفظ را انجام میدادم، نگاه میکردم، دیدم نوشتم اتمام حفظ در سال ۱۳۶۷. من بعد از قرآن نهجالبلاغه را حفظ کردم. قصهاش هم این بود که وقتی با نهج البلاغه آشنا شدم احساس کردم چقدر این کتاب جذاب و گیرا است و میارزد انسان ساعتهای زیادی را وقت بگذارد و نهجالبلاغه را حفظ کند و فکر میکردم چون شیعه هستیم نهجالبلاغه اینقدر برای ما جذاب است؛ اما وقتی در همایشهای بینالمللی شرکت کردم، دیدم چقدر اهل سنت به نهج البلاغه اعتنا دارند و مانوس هستند.
وی ادامه داد: با یکی از اساتید الازهر مصر چند ساعتی درباره نهجالبلاغه گفتوگو میکردم، میگفت من از دوران ثانویه یعنی دبیرستان با این کتاب آشنا شدم و تعبیر ایشان این بود که نهجالبلاغه فخر شیعه نیست؛ نهج البلاغه فخر اسلام است. من آنجا از صمیم قلب برای سید رضی طلب رضوان و مغفرت کردم. مکرر اتفاق میافتاد که اساتید میآمدند و باب گفتوگو درباره نهجالبلاغه را باز میکردند و میدیدیم چقدر با نهجالبلاغه آشنا و مانوس هستند و من جدی دلم خیلی پر از درد است که چرا روحانیت از این نهج البلاغه غافل است و آن طور که باید به نهجالبلاغه و تبلیغ آن پرداخته نمیشود.
۲. مضامین بدیع نهجالبلاغه
استاد درایتی با اشاره به ویژگی دوم نهجالبلاغه اذعان کرد: نکته دوم این است که امیرمومنان علی (ع) در نهج البلاغه به مضامینی پرداختند که در جاهای دیگر کمتر پرداخته شده است؛ مثل مباحث حکمرانی دینی که تقریبا نهجالبلاغه منبع وحید و تنها در این موضوع است؛ چراکه علی (ع) تنها امامی است که درگیر مملکتداری و حکومت بوده است. علاوه بر نامه مشهور حضرت به مالک اشتر، اکثر نامههای نهجالبلاغه در دوران حکومت و نامه به کارگزاران بوده است که منبع غنی و با ارزشی در این موضوع هستند یا مثلا مباحث حقوق بشر و کرامت انسانی به اندازهای که در نهج البلاغه هست در دیگر گفتههای معصومان (ع) دیده نمیشود. یا مثلا در مباحث حقوق مخاصمات، مباحث فراوانی در نهجالبلاغه داریم؛ چون در دوران ایشان جنگهای متعدد اتفاق افتاد.
در نهج البلاغه بحث صفات الهی و بحث توحید مکرر بحث میشود. بحث نبوت و خصوصیات پیغمبر (ع)، بحث شرایط زمانه رسالت و عصر جاهلیت و تحولاتی که پیغمبر (ص) انجام دادند به خوبی پرداخته شده است.
درباره موعظه و نصیحت و زهد و تقوا و دنیا بحثهای تاثیرگذار و زیادی انجام شده است. نسبت به دنیا و حقیقت آن خیلی حضرت صحبت کردند. حضرت در وصف دنیا غوغا کرده است و بسیار زیبا دنیا را توصیف کرده است و از آن طرف خیلی هم برهانی حرف زده است. مرحوم سید رضی در مقدمه حرف زیبایی دارد. مینویسد: شما وقتی کلام حضرت امیر (ع) را درباره دنیا و بیاعتنایی به دنیا میخوانید باورتان نمیشود همین آقا وقتی وارد بحث حق خلافت میشود آنگونه در پی گرفتن حق خودش است نه از باب حق شخصی؛ بلکه از باب تکلیف الهی.
نهجالبلاغه و مسائل اجتماعی
استاد درایتی با اشاره به مضامین اجتماعی نهج البلاغه بیان کرد: سزاوار است یک دور نهجالبلاغه از منظر مباحث اجتماعی خوانده شود. مباحث اجتماعی نهجالبلاغه، بسیار فوق العاده است. حضرت امیر (ع) در حوادث اجتماعی و سیاسی، به ویژه در فتنههای بزرگ، بازیگر اصلی بودند و نقش کلیدی ایفا میکردند؛ مثلا سقیفه یکی از بزرگترین چالشها و فتنهها برای اسلام بود. حضرت در خطبه چهارم نهج البلاغه، به وضوح به این موضوع پرداخته و با بصیرت خاص خود، به شرایط موجود پرداخته است ولی از سوی دیگر اجازه سوء استفاده به دشمنان اسلام هم نمیدهد. در تمام این فتنهها بزرگترین دغدغه حضرت، حفظ کیان اسلام بود. این کتاب میتواند به عنوان یک منبع غنی برای بررسی مسائل اجتماعی و سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. مطالعه نهج البلاغه به ما کمک میکنند تا از تجربیات تاریخی برای مدیریت بهتر مسائل اجتماعی امروز استفاده کنیم.
مفاهیم نهج البلاغه، مفاهیم زنده و بهروز
استاد درایتی در ادامه به تازگی و زنده بودن مفاهیم نهج البلاغه اشاره کردند و گفتند: این کتاب هرگز کهنه نمیشود و معارف آن برای همه زمانها و مکانها قابل استفاده است. عبارات و نکات موجود در نهج البلاغه، سرمشقی برای ما در شرایط مختلف است و این متن می تواند به عنوان یک الگو در تصمیمگیریهای اجتماعی و سیاسی استفاده شود.
ایشان در ادامه با بیان خاطرهای از آیت الله فلسفی گفتند ایشان یک حکمت کوتاه از نهجالبلاغه را چندین جلسه توضیح دادند و چقدر شیرین و شیوا این حکمت را بیان میکردند: وَ قَالَ (علیه السلام): کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ، وَ کَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ، وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ، وَ کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً، فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَ نَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ …
نقش و اهمیت مباحث تاریخی نهجالبلاغه
استاد درایتی در توضیح زنده بودن مفاهیم نهجالبلاغه ادامه دادند: تمام محتوای نهجالبلاغه زنده است. محتوای مرده در نهجالبلاغه نداریم. همانجایی هم که حضرت به تاریخ اشاره میکنند، برای عبرت گرفتن و الگوگیری از تاریخ است. در نامه ۳۱ میفرماید:
أَیْ بُنَیَّ، إِنِّی وَ إِنْ لَمْ أَکُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ کَانَ قَبْلِی فَقَدْ نَظَرْتُ فِی أَعْمَالِهِمْ وَ فَکَّرْتُ فِی أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِی آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ کَأَحَدِهِمْ؛ اى فرزند، اگر چه من به اندازه پیشینیان عمر نکردهام، ولى در کارهاشان نگریسته ام و در سرگذشتشان اندیشیدهام و در آثارشان سیر کرده ام، تا آنجا که، گویى خود یکى از آنان شدهام
این نقش مطالعه تاریخ است. حتی در جاهایی که حضرت قضیه تاریخی ذکر میکنند برای عبرت و الگوگیری است؛ بخشی از خطبهها مربوط به جنگ جمل و صفین و نهروان است و بغضا از جنبه تاریخی به اینها پرداخته است. یا در یکی دو خطبه جریان عثمان را به تفصیل بیان کرده و حتی مکالمه خودشان با عثمان را مطرح کرده است.
استاد درایتی در پایان برای نمونه، به خطبه ۱۲۹ نهجالبلاغه اشاره کرده و محتوای آن را منطبق با شرایط روز جامعه دانستند و متن خطبه را قرائت کردند:
خطبه له (علیه السلام) فی ذکر المَکاییل و المَوازین: عِبَادَ اللَّهِ، إِنَّکُمْ وَ مَا تَأْمُلُونَ مِنْ هَذِهِ الدُّنْیَا أَثْوِیَاءُ مُؤَجَّلُونَ وَ مَدِینُونَ مُقْتَضَوْنَ، أَجَلٌ مَنْقُوصٌ وَ عَمَلٌ مَحْفُوظٌ، فَرُبَّ دَائِبٍ مُضَیَّعٌ وَ رُبَّ کَادِحٍ خَاسِرٌ. وَ قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِی زَمَنٍ لَا یَزْدَادُ الْخَیْرُ فِیهِ إِلَّا إِدْبَاراً، وَ لَا الشَّرُّ فِیهِ إِلَّا إِقْبَالًا، وَ لَا الشَّیْطَانُ فِی هَلَاکِ النَّاسِ إِلَّا طَمَعاً، فَهَذَا أَوَانٌ قَوِیَتْ عُدَّتُهُ وَ عَمَّتْ مَکِیدَتُهُ وَ أَمْکَنَتْ فَرِیسَتُهُ. اضْرِبْ بِطَرْفِکَ حَیْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ، فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِیراً یُکَابِدُ فَقْراً، أَوْ غَنِیّاً بَدَّلَ نِعْمَهَ اللَّهِ کُفْراً، أَوْ بَخِیلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْراً، أَوْ مُتَمَرِّداً کَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ وَقْراً؟؛ خطبه اى از آن حضرت (ع) در باره پیمانه ها و ترازوها: اى بندگان خدا، شما و آرزوهایتان در این دنیا، همانند مهمانانى هستید که زمان درنگش معین شده یا همانند وامدارى هستید که مدت وامش سرآمده و اکنون طلبکاران به مطالبه آمده اند. زمان کوتاه است و اعمالتان را ثبت کرده اند. چه بسا، کسانى در کارى مى کوشند و سرانجام، تباهش مى کنند و چه بسا، کسانى که در کارى رنج مى برند و سرانجام، زیان مى بینند. شما در زمانى زندگى مى کنید که نیکى از آن رخت بر بسته و پیوسته دورتر مى رود و بدى بدان روى نهاده است و پیوسته پیشتر مى آید. شیطان، طمع در هلاکت مردم بسته و اکنون زمانى است که اسباب کارش نیک مهیا شده و مکر و فریبش به همه جا راه یافته است و شکارش در چنگال اوست. به هر کجا که خواهى چشم بگردان و مردم را بنگر، آیا جز درویشى، که از درویشى اش رنج مى برد یا توانگرى که نعمت خدا را کفران مى کند یا بخیلى، که در اداى حق خدا بخل مى ورزد تا بر ثروتش بیفزاید، یا متمردى، که گوشش براى شنیدن اندرزها گران شده است، چیز دیگرى خواهى دید؟






