به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی دانشوران استاد معظم شیخ حمید درایتی زیده عزه، در نشست تخصصی ششمین کنگره جهانی امام رضا (ع) که در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، در تالار شیخ بهایی بنیاد پژوهشهای اسلامی برگزار شد به ایراد سخن پرداختند که گزارش تفصیلی آن از نظر مخاطبان خواهد گذشت.
مفهوم کرامت
کرامت به لحاظ معنا دو نوع است: صفت فعل (بخشنده بودن، لطف کردن) و صفت ذات (ارجمندی و بزرگی). در بحث کرامت انسانی، منظور کرامت به معنای صفت ذات است، یعنی شخصیت ارجمندی و منزلت انسان.
جایگاه کرامت انسانی در اسناد بینالمللی حقوق بشر
مفهوم کرامت انسانی سالهاست که به عنوان یک اصل اساسی و بنیادین در حقوق بشر پذیرفته شده است. در مقدمه منشور ملل متحد به بحث منزلت و حیثیت انسانی اشاره شده است؛ اما واژه کرامت برای اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح شد. پس از این اعلامیه، در اسناد فراوان حقوق بشری، کرامت هم به عنوان یک اصل و هم به عنوان یک حق معرفی شده است. در این اسناد، کرامت به عنوان یک حق ذاتی و امری ذاتی قلمداد شده است.
تقریباً اکثر اسناد بینالمللی که جنبه حقوق بشر دارند، یا در مقدمه یا در متن خود به بحث کرامت ذاتی انسان اشاره کرده و آن را مبنای رفتار و تدوین حقوق میدانند. با این حال، هیچ سندی از اسناد بینالمللی به تعریف کرامت ذاتی نمیپردازد؛ یعنی مشخص نمیکند چه ویژگی یا خصیصهای باعث کرامت انسان میشود. همچنین، این اسناد دقیقاً به منشأ این کرامت مانند عقل، روح، اختیار یا همه اینها اشاره نمیکنند.
یکی از مباحث مهم و چالشبرانگیز در این زمینه این است که چه رفتارهایی و چه حقوقی با این کرامت منافات دارد. در هر صورت، کرامت ذاتی انسان به عنوان یک اصل اساسی، بنیادین، غیرقابل خدشه و پایه سایر حقوق و اصول مرتبط با حقوق بشر پذیرفته شده است. کرامتی که اسناد بینالمللی شناسایی میکنند، یک حداقل است و مراتب در این رابطه شناسایی نمیشود.
کرامت انسانی در ادیان الهی و آموزههای اسلامی
در کنار بحث کرامت ذاتی در اسناد بینالمللی، این مفهوم در ادیان آسمانی و الهی سابقه بسیار طولانیتری، به درازای خود دین و شریعت دارد. تقریباً همه ادیان الهی به گونهای از کرامت ذاتی سخن گفته و آن را برای انسان شناسایی کردهاند. در آموزههای اسلامی، خداوند متعال در قرآن کریم مکرراً از کرامت انسانی صحبت کرده است.
نمونههایی از بیان کرامت انسانی در قرآن
حتی قبل از آفرینش انسان، وقتی خداوند قصد خلقت او را داشت، با بزرگی از او یاد کرد و به ملائکه فرمود که او را جانشین خود بر روی زمین قرار خواهد داد (جاعل فی الارض خلیفه). این توصیف، نشانه ارجمندی و فضیلتی است که خدا به انسان داده است.
پس از آفرینش انسان، خداوند برای روشن کردن ارجمندی و کرامت او برای قدسیان (ملائکه)، فرمان داد که در برابر حضرت آدم سجده کنند. این سجده نه در برابر شخص آدم، بلکه در برابر شخصیت او بود و نشان میداد این موجود آنقدر ارزشمند است که حتی ملائکه نیز باید در برابر او تعظیم و احترام کنند. تمرد ابلیس از این فرمان و رانده شدن او، عظمت این دستور الهی و اهمیت شخصیت آدم را نشان میدهد.
در سوره مبارکه اسراء آمده است: “وَلَقَد کَرَّمنا بَنی آدَمَ” (و به راستی ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم/تکریم کردیم). این تکریم دو معنا دارد: هم بخشیدن کرامت و هم تکریم کردن.
خداوند برای توضیح این تکریم میفرماید: “خَلَقَ لَکُم مّا فِی الأَرضِ جَمیعاً” (اوست کسی که آنچه در زمین است، همه را برای شما آفرید). هرچه موجود و مخلوق روی زمین داریم، با واسطه یا بیواسطه در جهت منافع و تأمین مایحتاج انسان است، و این ارزش انسان است.
شب و روز، خورشید و ماه برای انسان مسخر شدهاند. آب از آسمان برای روزی انسان نازل میشود و دریا منافع او را تأمین میکند. نظام آفرینش یک مهمان اصلی دارد که انسان است، و بقیه موجودات در طفیل او خلق شدهاند. تمام آفرینش گواه بر این است که انسان مخلوق اصلی است. این همان کرامتی است که دین نسبت به انسان مطرح میکند.
ابعاد گستردهتر کرامت انسانی در دین نسبت به حقوق بشر بینالملل
کرامتی که دین در ارتباط با انسان مطرح میکند، به مراتب هم گستردهتر و هم عمیقتر از آن چیزی است که امروزه در اسناد بینالمللی به عنوان کرامت انسانی از آن یاد میشود. خداوند کرامت انسان را تنها به بعد مادی خلاصه نکرده است؛ جایجای قرآن از ارزش، فضیلت و عظمت انسان سخن گفته است. خداوند از کرامتهای معنوی انسان صحبت میکند.
در آموزههای دینی، اساس دین، قانون و شریعت، ارجمندی انسان معرفی میشود. چون انسان موجودی ارزشمند است، باید قانونمند باشد. دین و شریعت به خاطر ارزش و عظمت انسان برای او تدوین شدهاند. انسان فضیلت و عظمت یافته تا با برنامه و قانون زندگی کند. ارتباط مستقیم و پیوسته بین انسان و عالم وحی و آسمان به وسیله انبیا و رسولان الهی برقرار است.
تفاوتها و تمایزات کرامت در دین (اسلام) و اسناد بینالمللی
· زمان آغاز کرامت: کرامتی که اسناد بینالمللی شناسایی میکنند، از لحظه تولد به بعد است، اما کرامتی که دین برای انسان شناسایی میکند، حتی در شرایط جنینی او نیز وجود دارد. سقط جنین در اسناد بینالمللی غیرمجاز شناخته نمیشود، اما در اسلام غیرمجاز است؛ حق حیات در اسلام از لحظهای است که روح در بدن دمیده میشود.
کرامت پس از مرگ: اسلام کرامت را با مرگ خاتمهیافته نمیبیند، بلکه انسان بعد از مرگ هم کرامت دارد؛ جسد انسان هم احترام دارد. این موضوع در اسناد بینالمللی مطرح نیست. در اسلام حتی مثله کردن بدن اجازه داده نشده است؛ به عنوان مثال، توصیه حضرت امیر علیه السلام به فرزندانشان نسبت به قاتل خودشان. همچنین، حتی پشت سر مرده حرف زدن و بردن آبروی او نیز در اسلام حرام است. بنابراین، کرامت انسانی در دین از قبل تولد و حتی بعد از مرگ وجود دارد.
درجات و مراتب کرامت: کرامتی که دین شناسایی میکند، دارای درجات و مراتب است. یک طیف از حداقل کرامت به خاطر انسان بودن تا حداکثر کرامت (مانند مقامی بالاتر از ملائکه مقرب) وجود دارد. در حالی که کرامتی که حقوق بشر شناسایی میکند، یک حداقل است و مراتب در آن شناسایی نشده است.
محدوده رفتار: کرامتی که اسلام شناسایی میکند، نه تنها در رفتار دولتها و مردم با یکدیگر، بلکه در رفتار مردم با خودشان نیز معنا و مفهوم پیدا میکند. اسلام میگوید هیچ انسانی حق ندارد خلاف شأن انسانی حتی با خودش رفتار بکند. انسان حتی اجازه ندارد زندگی خود را از خود سلب کند. انسان باید در رفتار خود با خودش بر اساس منزلت و شأن خود رفتار کند و رفتار مادون شأن صحیح نیست. انسان نمیتواند خودش را ذلیل کند.
در نهایت، هرچند کرامت انسانی به عنوان یک اصل محوری در حقوق بشر بینالمللی پذیرفته شده، اما آموزههای دینی، به ویژه اسلام طبق این منبع، نگاهی بسیار عمیقتر، گستردهتر و با سابقهتر به این مفهوم دارند که شامل ابعاد پیش از تولد، پس از مرگ، مراتب مختلف و حتی رفتار فرد با خویشتن میشود.






