به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی دانشوران استاد شیخ حمید درایتی زیده عزه، در نخستین نشست تخصصی ششمین جشنواره جهانی امام رضا (ع) که در تاریخ ۱۴/۰۹/۱۴۰۳ در محل بنیاد پژوهشهای اسلامی برگزار شد به ایراد سخن پرداختند که گزارش تفصیلی آن از نظر مخاطبان خواهد گذشت.
کرامت انسانی در فرهنگهای باستانی
استاد درایتی در ابتدای سخن به تاریخچه بحث کرامت انسان اشاره کرده و گفتند: مفهوم کرامت انسانی در بسیاری از فرهنگها به گونهای محدودتر و خاصتر از آنچه که امروزه درک میشود، تلقی میشد. به عنوان مثال، در روم باستان، فقط مردان از کرامت انسانی برخوردار بودند و زنان عموماً از احترام و منزلت کافی محروم بودند. این تفکر در بسیاری از جوامع دیگر نیز مشاهده میشود که در آنها کرامت به طبقات خاص اجتماعی اختصاص داشته و افرادی که در این طبقات قرار نمیگرفتند، تحت هیچ عنوانی از احترام و کرامت برخوردار نبودند.
تغییر در نگرش به کرامت انسانی
ایشان در ادامه به تغییر این نگرش در مورد کرامت انسانی اشاره کرده و اظهار کرد: با گذشت زمان و تغییر دنیای اندیشه، برخی از فیلسوفان و اندیشمندان به بررسی عمیقتری از کرامت انسانی پرداختند. آنها بر این باور بودند که کرامت میتواند به طور اکتسابی به انسانها اعطا شود و افرادی که دارای کمالات خاص هستند، میتوانند از این کرامت برخوردار باشند. به بیان دیگر، اگر کسی فاقد این کمالات باشد، هیچ منزلتی برای او متصور نیست. تحولات فکری در این زمینه در نهایت به پیدایش مفهوم جدیدی از کرامت انسانی منجر شد که بارزترین مصداق آن در اسناد بینالمللی همچون اعلامیه جهانی حقوق بشر مشاهده میشود. این سند به وضوح به کرامت ذاتی انسان اشاره دارد و امروزه، اصل کرامت انسانی به عنوان ارزش مشترک و پذیرفته شده توسط دولتها و ادیان مختلف شناخته میشود. اما با این وجود، در نحوه تفسیر و حدود این مفهوم، هنوز اختلافات زیادی وجود دارد. در واقع، هرچند که تعاریف ارائه شده از کرامت انسانی، از جمله ارجمندی، شرافت و قابل احترام بودن، به نوعی به مفهوم این کلمه اشاره دارند، اما هنوز تعریف جامع و دقیقی از آن ارائه نشده است.

مقایسه مفهوم کرامت انسان در اسناد بین المللی و دین اسلام
این استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه خراسان با مقایسه مفهوم کرامت در اسناد بینالمللی و مفاهیم دینی گفتند: در این مقایسه، تأکید بر مفاهیم دینی اسلام میشود، اگرچه باید ذکر کرد که این مفاهیم در سایر ادیان آسمانی نیز وجود دارد.
انسان گلسرسبد خلقت
از منظر قرآن، خداوند انسان را به منزله گل سرسبد آفرینش میداند. آیات قرآن به وضوح بیان میکنند که انسانها به علت روح قدسیای که خدا در آنها دمیده، موجوداتی باکرامت هستند و این ویژگی منحصر به فرد، آنها را از دیگر موجودات متمایز میکند. در آیهای دیگر، به معترض بودن فرشتگان در مورد موجودیت انسان اشاره شده است. خداوند به آنها میفرماید: «انی اعلم ما لا تعلمون»، که اشاره به ظرفیتهایی است که فرشتگان از آن آگاهی ندارند و این نشاندهنده ارزشی خاص خداوند برای انسان در نظام آفرینش است.
گفتوگوهای شگفتانگیز خداوند با انسان
ایشان از نکات جالب توجه را گفتگوهای خداوند با انسان دانسته و گفتند: خداوندی که غنی بالذات است و از همه بینیاز است درباره آفرینش و اسرار خلقت، با انسان حرف میزند؛ اینکه چگونه آسمانها را آفرید. چگونه زمین را خلق کرد و چگونه مخلوقات دیگر را پدیدار کرد. خدایی که در آغاز اعلام کرده است «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید»، اسرار خلقت را برای او بازگو میکند. گویا انسان محرم اسرار عالم است؛ خداوند آنقدر برای انسان شرافت و منزلت قائل است که او را مخاطب قرار میدهد و از اسرار آفرینش با او جرف میزند و این نشان از ارزشمندی و کرامت انسانی دارد که در هیچ جای دیگری دیده نمیشود.
قرآن و دو نوع کرامت ذاتی و اکتسابی
استاد درایتی در ادامه با اشاره به دو نوع کرامت در انسان اظهار کرد: خداوند متعال در قرآن دو نوع کرامت برای انسان شناخته است. نوع اول، کرامتی است که از ذات انسان نشأت میگیرد. در بحث کرامت انسانی، وقتی به این موضوع از منظر فلسفی میپردازیم، برخی افراد میپرسند چرا انسانها حق کرامت دارد؟ در حالی که سایر موجودات این تفضل را ندارند. بعضی بر این باورند که کرامت انسانی ناشی از قدرت تفکر و تعقل اوست. انسان به این دلیل از دیگر موجودات متمایز است که دارای تواناییهای شناختی بالاتری است. اما در اینجا سوالی مطرح میشود: اگر یک انسان دچار معلولیت ذهنی باشد و توانایی تفکر و تعقل نداشته باشد، آیا از این کرامت بهرهمند نیست؟
دلایل شرافت و کرامت انسان بر اساس آموزههای قرآن
وی ادامه داد: بر اساس آموزههای قرآن، انسان به چند دلیل شرافت و کرامت دارد.
اول: روح قدسی: یکی از دلایل شرافت انسان این است که خداوند متعال میفرماید: “و نفخت فیه من روحی”، به این معنا که انسان روح قدسی دارد. این انتساب به روح خداوند نشاندهنده شرافت ویژه انسان است. در واقع، انسان دارای روحی است که سایر موجودات از آن برخوردار نیستند. ما میتوانیم بگوییم که آنها جاندار هستند، اما فاقد روح به معنای قرآنی هستند.
دوم: قدرت تعقل و تفکر: دلیل دیگری که شرافت انسان را نشان میدهد، قدرت تعقل و تفکر اوست. انسان میتواند بفهمد و درک کند. رشد کند و عالم را به عالم دیگری دگرگون کند.
سوم: اختیار و آزادی: دلیل دیگری داشتن اختیار و آزادی است. موجودات قدسی، هرچند که از امتیازاتی برخوردارند، اما از نعمت اختیار بیبهره هستند. اختیار، همچون تیغ دولبهای است که در دست انسان قرار داده شده است. اگر انسان به درستی از این آزادی بهرهبرداری کند، میتواند به مرتبهای برسد که حتی ملائکه مقرب نیز به آن دست نمییابند.
قرآن کریم منابع مختلفی برای شرافت انسان معرفی میکند. در واقع، این مجموعه از منابع و وجوه شرافتی که انسان به آنها دسترسی دارد، شامل ویژگیهایی است که سایر موجودات از آن بیبهرهاند. البته در اینجا به اختصار به مهمترین آنها اشاره کردم.

کرامت ذاتی انسان از منظر قرآن
حجت الاسلام و المسلمین درایتی درباره ذاتی بودن کرامت انسان از منظر قرآن گفت: خداوند متعال یک کرامت ذاتی برای انسان قائل است که از ذات او نشأت میگیرد؛ اما میفرماید این کرامت تا زمانی بر جای است که خود انسان آن را از خود سلب نکند. البته انسان اجازه نداد این کرامت را از خود سلب کند ولی به هر حال انسان موجود مختار است.
منظور از ذاتی، اصطلاح فلسفی نیست
منظور از “ذاتی” در کرامت ذاتی، کرامتی است که از ماهیت انسان ناشی میشود. به عبارت دیگر، کرامت ذاتی یعنی کرامتی که نشئت گرفته از ذات اوست. انسان به عنوان انسان، صرف نظر از رنگ، نژاد، مذهب یا عقیدهاش، ارزشمند است. این کرامت ذاتی به معنای فلسفی یعنی غیرقابل انفکاک و جدایی ناپذیر نیست، بلکه اشاره به ارزش بنیادی انسان در ذات او دارد. این ذاتی بودن کرامت انسان، در اسناد بین المللی آمده است و نمیتواند به معنای غیرقابل انفکاک باشد. زیرا در حقوق مناقشات مسلحانه در بحث تروریسم و امثال آن، اسناد و ملاحظاتی وجود دارد که اجازه میدهد علیه انسانها جنگید و جان آنها را گرفت یا به اعدام محکوم کرد و این خود نقض ذاتی بودن کرامت به معنای غیرقابل انفکاک بودن است.
کرامت اکتسابی انسان از منظر قرآن
استاد درایتی با اشاره به معنای کرامت اکتسابی اذعان کرد: کرامت اکتسابی به آن نوع کرامت اطلاق میشود که بر اساس کمالات و رفتار انسان شکل میگیرد. از این رو، از دیدگاه دین، کرامت یک مفهوم ساده نیست، بلکه دارای مراتب و درجات مختلف است. خداوند میفرماید که همه انسانها در یک مقام، مرتبه، منزلت و شخصیت برابر نیستند. این ارجمندی از حداقل وجود انسانی آغاز میشود و تا جایی ادامه مییابد که خداوند به جان مثل پیامبر (ص)قسم یاد میکند؛ بنابراین، قرآن هم بر کرامت ذاتی تأکید میکند و هم بر کرامت اکتسابی. رفتار انسان میتواند موجب شود که او خود را از کرامت محروم کند یا به قله کرامت برسد. خداوند میفرماید: إن أکرمکم عند الله أتقاکم.
اهمیت توجه به کرامت انسان در نظر خود انسان
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان این بخش از سخن به اهمیت توجه انسان به کرامت خود اشاره کرده و گفتند: وقتی درباره کرامت انسانی صحبت میکنیم، معمولاً ناظر به دیگران هستیم. برای مثال، اسناد بینالمللی که به کرامت اشاره میکنند، عمدتاً به دولتها توجه دارند و وظایف آنها را در شناسایی و تضمین اجرایی کرامت مورد نظر قرار میدهند. اما از منظر دین، مقولهای وجود دارد که به نظر من بسیار اهمیت دارد: دین میگوید که اولین کسی که باید کرامت خود را بشناسد، خود انسان است. هر فرد باید ابتدا درک کند که ارزشمند است، قبل از اینکه دیگران این ارزش را در او ببینند. این مفهومی است که قرآن به شدت بر آن تأکید دارد و در روایات حضرت رضا و دیگران نیز به آن پرداخته شده است. انسان پس از آنکه این کرامت را شناسایی کرد، دیگران نیز باید کرامت یکدیگر را بشناسند و در نهایت، این آگاهی باید به دولتها و حاکمیت و سپس به نهادهای بینالمللی منتقل شود.
وضعیت کرامت انسان و حقوق بشر در دنیا
حجت الاسلام و المسلمین در پایان با اشاره به وضعیت حقوق بشر در دنیای امروز گفت: در تمام اسناد حقوقی بینالمللی به کرامت انسان اشاره شده است؛ اما در عمل با تبعیضهای شدیدی مواجه هستیم. آنچه که در غزه و لبنان مشاهده میشود، این است که تمامی استانداردها و حقوق شناسایی شده عملاً نادیده گرفته میشوند. به نظر میرسد که افرادی که به این حقوق اشاره میکنند، خود به کرامت ذاتی انسان ایمان ندارند و صحبتهایشان بیشتر به صورت شعاری و برای اهداف خاص است. این اظهارات وسیلهای میشوند تا آنها بتوانند با پوشش زیبا و جذاب به مطامع و اهداف شخصی و استکباری خود دست یابند. به همین دلیل، حقوق بشردوستانه در غزه و لبنان به راحتی نقض میشود و جوامع بینالمللی نیز به نگرانیهای خود بسنده کرده و هیچ اقدام جدی و عملی انجام نمیدهند.






