چکیده :
مشهور متأخرین بر این عقیدهاند که برای استنباط حکم شرعی، به روایتی میتوان استناد نمود که روات آن ثقه باشند؛ از این رو روایتی که حتی یک راوی غیر ثقه داشته باشد، قابل استناد نیست. بر این اساس، روایتِ ضعیف، تنها روایتی نیست که برای روات آن قدحی وارد شده باشد؛ بلکه صرف نبود توثیق در حکم بیاعتباری روایت است.
اما به نظر میرسد، شارع، اصل را بر وثاقت میداند، مادامیکه خلاف آن اثبات نشده باشد که آن را «أصالۀالوثاقۀ» مینامیم. این اصل، در حقیقت، اماره شرعی است که از طرق احراز وثاقت میباشد؛ از این رو بر اساس نظریه «أصالۀالوثاقۀ» مُهملین معتبرند.
بر اساس برخی از ادله حجیت خبرواحد، به اصاله الوثاقه نیازمندیم و بر اساس برخی، نتیجه اصاله الوثاقه از راه دیگر حاصل است؛ لذا هر چند ممکن است عنوان «اصاله الوثاقه» با مدّعای این جستار دقیقاً منطبق نباشد، اما چندان بیارتباط نیست.
در این نوشتار با استفاده از منابع کتابخانهای و بر اساس روش توصیفی تحلیلی به بررسی نظریه «اصاله الوثاقه» پرداخته میشود. از برخی روایات، سیره و قاعده اصاله الصحه. اعتبار خبر کسی که در کتب رجال به عنوان راوی امامی، شناخته شده باشد و توثیق و تضعیف صریح نداشته باشد، استفاده میشود.
کلیدواژهها
این مقاله در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۰ در مجله فقه و اصول دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری حجج السلام سید محمد باقر قدمی و رضا میهن دوست به صورت آنلاین و در تاریخ ۱۲ بهمن ماه ۱۴۰۱ بصورت رسمی منتشر گردید.






